تا قلب من نگشته ازغصّه پاره مادر!
خیز و نوازشم کن با یک اشاره مادر
تـو آفتاب مغرب، مـن ماهپارۀ تـو
بنگر چگونه ریزد چشمم ستاره، مادر!
دردا که بعد جـدّم، کشتنـد مـادرم را
آمد به روی داغم، داغ دوبــاره مـادر
پایت به روی قبله،دستت به روی صورت
داری چرا به گوشت یک گوشواره مادر؟
قلبم درآتش افروخت، یکبار صورتم سوخت
تـا بررخ کبودت، کـردم نظـاره مـادر
وقتی پناه بردی در پشت در، به دیوار
دیـوار بهر ما شـد، دارالزیاره مادر
با داغ توست هـردم، سوز هزار سالم
هر لحظه در عزایت، دارم هزاره مادر
مقتول اگر نمیشد، محسن در آستانه
ما داشتیم از تو، یک شیرخواره مادر
با چشم خویش دیدم میزد تو را مغیره
گویـی نفس به قلبم میشد شراره مادر
باشد که «میثمت» راچشمی کنی کرامتتـا در مصیبت تو، گرید همـاره مادر
http://kanonemaddahan110.blogfa.com
تصویر زیر را برای پروفایل خود قرار دهید اجرتان با حضرت زهرا سلام الله علیها
