مباهله شیعه با وهابیت و اهل سنت ، مولوی ها ماموستا ها اگر جرات دارید تشریف بیارید.دفع شر جن و همزاد باطل السحر قوی و مجرب

گذاشتن لینک های وب دیگران به معنی تائیدآنها نیست کپی و انتشار مطالب با ذکرمنبع مجاز است و الا شرعاً حرام است( بجزمطالبی که درمورد حقانیت شیعه و گمراهی وهابیت و اهل سنت است )

مباهله شیعه با وهابیت و اهل سنت ، مولوی ها ماموستا ها اگر جرات دارید تشریف بیارید.دفع شر جن و همزاد باطل السحر قوی و مجرب

گذاشتن لینک های وب دیگران به معنی تائیدآنها نیست کپی و انتشار مطالب با ذکرمنبع مجاز است و الا شرعاً حرام است( بجزمطالبی که درمورد حقانیت شیعه و گمراهی وهابیت و اهل سنت است )

بغض و کینه شدید عایشه نسبت به حضرت فاطمه زهرا و امیرالمومنین علی صلوات الله علیهما و شادمانی از شهادت ان بانو


کینه عُمَری که در سینه عایشه از علی و فاطمه میجوشید در شهادت فاطمه با جشن در مدینه نمایان شد چنانکه یزید شام را در قتل سیدالشهدا چراغانی کرد:

همانطور که علی فاطمه بود فاطمه علی، همانطور عمر عایشه بود و عایشه عمر:

عایشه در شهادت فاطمه به علی پیام داد: از مرگ همسرت فاطمه خیلی شادمانم!
منبع: منهاج البراعة 9/275.

و ابن ابی الحدید مینویسد:
پس از مرگ فاطمه، ازواج نبی برای تسلیت آمدند،
اما عایشه خودش را به مریضی زد و نرفت و به علی خبر رسید عایشه از مرگ فاطمه خوشحالی میکند
منبع: شرح نهج البلاغه 9/198.

آبی از اعیان مغرب مینویسد:
اسماء مانع ورود عایشه بر پیکر زهرا شد، پس عایشه به فاطمه توهین کرد و گفت: او را کجاوه عروس گذاشته اند
طبری مینویسند: عایشه میگفت:دشمنی من با علی قدیمی است، مثل زنى که از هووى خود متنفرست از على متنفرم

منبع: طبرى 3/60.

امیرالمؤمنین علیه السلام:
بغض ما در سینه عائشه میجوشد مثل دیگی که جوشان است
منبع: بحار 22/234.‏

امام صادق علیه السلام:
اگر عایشه را خداوند مرد آفریده بود عایشه میشد عمر بن خطاب
منبع: الزام الناصب 2/45.

در لعن کردن دشمنان اهل بیت صلوات الله علیهم و غاصبین حق آنها و اهل سقیفه افراط نداریم

در لعن کردن افراط نداریم :

حضرت #امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند:

وَ اَللَّهِ لَوْ أَنَّ هَذِهِ اَلْأُمَّةَ قَامَتْ عَلَى أَرْجُلِهَا عَلَى اَلتُّرَابِ وَ اَلرَّمَادَ وَاضِعَةٌ عَلَى رُءُوسِهَا وَ تَضَرَّعَتْ وَ دَعَتْ إِلَى یَوْمِ اَلْقِیَامَةِ، عَلَى مَنْ أَضَلَّهُمْ وَ صَدَّهُمْ عَنْ سَبِیلِ اَللَّهِ وَ دَعَاهُمْ إِلَى اَلنَّارِ وَ عَرَضَهُمْ، لِسَخَطِ رَبِّهِمْ وَ أَوْجَبَ عَلَیْهِمْ عَذَابَهُ بِمَا أَجْرَمُوا إِلَیْهِمْ لَکَانُوا مُقَصِّرِینَ فِی ذَلِکَ.

والله اگر این امّت تا روز قیامت بر خاک ایستاده و خاکستر بر سر خویش بریزند و به درگاه خداوند ضجّه و زاری نمایند و بر کسانی که آنان را گمراه ساخته‌ و از صراط مستقیم منحرف نموده‌اند، لعن و نفرین نمایند و دعا کنند تا غاصبین به آتش سوزان گرفتار شده و غضب خداوند آشکارا آنان را فرا بگیرد و عذاب الیم بر #اهل_سقیفه و پیروان آن نازل شود، باز هم در این امر (لعن و نفرین و برائت) کوتاهی و تقصیر کرده اند

منابع:
کتاب سلیم بن قیس، ص ۲۵۰.
بحار الانوار، ج ۳۰، ص ۳۲٦.
مصباح البلاغة، ج ۲، ص ٦٢٢.

اللهم عجل الولیک الفرج

عمربن خطاب و نبش قبر فاطمه زهرا سلام الله علیها و برخورد شدید امیرالمومنین صلوات الله علیه با عمر و تهدید او و یارانش به قتل

عمربن خطاب و نبش قبر فاطمه زهرا سلام الله علیها

طبری مینویسد:
آن شبی که فاطمه سلام الله علیها را دفن کردند ؛ در بقیع چهل قبر تازه ساختند.
وقتی مسلمانان فهمیدند بانو وفات کرده به بقیع آمدند . ناگاه چهل قبر در برابر خود یافتند . نتوانستند مزار بانو را از میان سایر قبرها تشخیص دهند . ضجه های مردم بلند شد و همدیگر را سرزنش می کردند . می گفتند : پیامبرتان جز یک دختر در میان شما باقی نگذارد ، او نیز فوت کرد و دفن شد ، اما شما در وفاتش حضور نمی یابید ، بر او نماز نمی گذارید ، و حتی قبرش را هم نمی دانید کجاست؟
والیان آنها[ابوبکر و عمر ] گفتند :

از زنان مومن کسی بیاید این قبرها را بشکافد تا اورا بیابیم، بر او نماز گذاریم ، و قبرش را زیارت کنیم

این خبر به امیرالمومنین علیه السلام رسید . خشمگین بیرون آمد ؛آن چنانکه چشمانش سرخ شده بود
و رگ هایش برآمده بود
عبای زردی هم که در هنگامه های نبرد آنرا میپوشید ، بر دوش انداخته بود .
شمشیرش ذوالفقار را نیز بر کمر داشت
تا به بقیع وارد شد ترس در میان مردم افتاد .
گفتند :
این علی بن ابیطالب علیهم السلام است .با همین هیبتی که میبینید آمده است ، بخدا سوگند خورده که اگر حتی یک سنگ از این قبرها جابجا شود شمشیرش را تا آخرین نفر درمیانتان بیفکند.

" عمر " و همراهانش با حضرت رو به رو شدند ، عمر گفت :
چه شده ابالحسن؟ بخدا، قبرش را می شکافیم تا بر او نماز بگزاریم.

علی علیه السلام دست بر گریبان "عمر" افکند و اورا بلند کرد و به زمین کوبید و فرمود :

سیاه زاده!!! من حقم را ازترس اینکه مردم از دینشان بازگردند رها کردم ؛ اما نسبت به قبر فاطمه سلام الله علیها اگر تو و یارانت حتی سنگی از آن را پرتاب کنید به خدایی که جان علی علیه السلام در دست اوست زمین را از خونتان سیراب میکنم. اگر جانت را میخواهی برگرد عمر !!!

ابوبکر وقتی حضرت را به این حال دید گفت: ابالحسن! به حق رسول خدا و به حق همان که بر عرش است رهایش کن! ما کاری را که تو نخواهی انجام نمی دهیم .
راوی گوید :
حضرت دست از او برداشت . مردم هم پراکنده شدند و دیگر به تصمیم
خود بازنگشتند .

دلائل الامامه-طبری-ص46

بحارالانوار-ج43-ص171و172-ب7-ج11


بخشی از سخنان ایت الله وحید خراسانی درمورد برپا کردن عزای حضرت زهرا سلام الله علیها و بیرون آمدن هیئات مذهبی در روز شهادت


بسم الله الرحمن الرحیم

پیش آمد ایام #فاطمیه که منتسبه به حضرت صدیقه کبری علیهاالسلام است، ایجاب می کند موضوع بحث، مقام آن صدیقه باشد.

فاطمه زهرا علیها السلام ، گوهر نشناخته وجود است.
فقه الحدیث مهم است؛ امام ششم علیه‌السلام بیانشان این است:«إنما سُمِیَّتْ فَاطِمَةُ فَاطِمَةَ‌ لاِنَّ‌ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ‌ مَعْرفَتِهَا».
درایت حدیث غیر از روایت حدیث است. کلمه‌ای اعم از خلق نیست. لاِنَّ‌ الْخَلْقَ یعنی آن چه مخلوق خداست از معرفتِ مقام و کنه عظمت صدیقه کبری علیها السلام منقطع است. 

لم یعرفها الا الله! خدایی که او را آفرید او را شناخت؛ او هم خدا را شناخت: «قامت فی محرابها حتی تورمت قدماها». قیام او در محراب عبادت بهت انگیز است برای ملائکة السماء.

«إنما سُمِیَّتْ فَاطِمَةُ فَاطِمَةَ‌ لاِنَّ‌ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ‌ مَعْرفَتِهَا».
این اسم و این مسمی؛ لا یدرک و لا یوصف نه اسم و نه مسمی!

مبدا وجودش «من نور عظمة الله»؛ منتهی وجود این است!
آن وقتی که امام امت مثل ابراهیم خلیل عاجز می‌شود مبعوث می‌شود آن حضرت با هودجی که: داخلها عفوالله خارجها رحمة الله.

بعد عمده این است آن وقتی که انبیاء بیچاره می‌شوند همه می گویند: وانفساه. اما او می‌گوید «رب شیعتی».
جبرئیل نازل می شود که: «یا فاطمة، سلی حاجتک» خود خدا به تو سلام می رساند و می‌فرماید : حاجتت را بخواه ، آن چه بخواهی از درگاه ما رد شدنی نیست. آن وقت است که می گوید:« یا رَبَّ‌ شیعَتی...شیعَةَ‌ شیعَتی» این اول آن آخر . 

#وظیفه ما در این ایام #اجر_رسالت است:« قُل لا أَسئَلُکُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُربى» «أقرب الخلق إلیّ فاطمة».
روز عزای او، روز عزای شخص پیغمبر صلی‌ الله‌ علیه‌ وآله‌ وسلم است. اقامه مصیبت او اقامه مصیبت برای نفس خاتم است.«إنّما فاطمة بضعة منّی، یریبنی ما أرابها؛ و یؤذینی ما آذاها»

عموم #هیئات باید در این ایام #بیرون_بیایند تا حق خاتم صلی الله علیه وآله وسلم کما هو حقه ادا بشود و اسمشان در دفتر 14معصوم علیهم السلام ضبط بشود. 
اجرشان روز قیامت با آن حضرت است که حضرت مظهر عفو و رحمت خداست. کلید قیامت کبری در دست اوست. 


#وظیفه ما #اقامه_عزاست؛ آن چه مناسب با مقام خاتم انبیاء صلی الله علیه وآله وسلم _که لایدرک ولایوصف_ باید انجام دهید.
خوشا به حال آن هیئاتی که بیرون بیایند و اجر بی حساب برای خود ذخیره کنند. 


این اول، اما آخر؛ روزی که همه انبیاء وانفسا می‌گویند او تنها دادرس شیعه است. لذا هر کس علاقمند است دَمِ مُردن اجر او را آن حضرت ادا کند، این ایام #خدمت کند. 
همه ما موظفیم که همچون روز عزای پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم آن چه در توان داریم انجام دهیم. شاید مرهمی باشد بر قلب آزرده ولی عصر امام زمان صلوات الله علیه.


برای آن #در و آن #پهلو... 
وَلَسْتُ أدْرِى خَبَرَ المِسْمَارِ            سَلْ صَدْرَهَا خزانَة الأسْرَارِ
#همه_هیئات_بیرون_بیایند! هر سال باید از سال قبل #اهم و #اعظم باشد.
کسی که شمشیر زهرآلود به فرقش خورد گفت:«فزت و رب الکعبه»، اما وقتی نگاه به #پهلوی_شکسته او کرد گفت:«نفسی علی زفرتها محبوسة یا لیتها خرجت مع الزفرات» 

باید برای #تسلیت به قلب امیرالمومنین علیه‌السلام و ائمه معصومین علیهم‌السلام و ولی عصر علیه‌السلام همه هیئات بیرون بیایند.
ما هم به #پابوسی آنها #بیرون_خواهیم_آمد. شاید اسم ما گنهکاران در آن دفتر ضبط شود.

«یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ»

 سلامت قلب در #پناه فاطمه زهرا علیهاالسلام است.

۲/بهمن/۱۳۹۸
#کلام_فقیه #فاطمیه 


+++


این هم سخنرانی آیت الله محسن خراسانی  فرزند این مرجع بزرگوار در مورد اهمیت دسته روی فاطمیه ( قافله عزاداری و بیرون آمدن دسته های عزاداری در روز شهادت حضرت زهرا و تعظیم شعائر )



بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین والعن علی اعدائهم الی یوم الدین

 

در مقدمه یادآور شوم بعضی از نکاتی که خدمتتان عرض می‌کنم احتیاج به شرح و بسط دارد و به خاطر کمی وقت باید در جلسات دیگری طرح بشود و یا توسط خود دوستان دنبال بشود.

نکته اول:

اولین نکته هویت داشتن است. بقاء هر موجودی به هویت داشتن و هویت باوری اوست. اگر موجود هویت خودش را از دست بدهد، کاملاً از بین رفته است.

مثلاً یک بیمار اگر هویت خودش را از دست بدهد هیچ دارویی در بهبود او اثرگذار نیست. اما اگر هویت خودش را بتواند حفظ کند، چه بسا بدون دارو هم به سلامت برسد. درک داشتن هویت خودش یک امر بسیار مهم است.

نکته دوم:

دومین نکته اینکه ما می‌خواهیم ببینیم هویت جامعه تشیّع به چیست. جامعه تشیّع مقصود ما مادون ائمه و معصومین علیهم السلام است؛ آنها فوق آن چه هستند که ما بخواهیم نسبت به آنها حرف بزنیم. مقصود از جامعه تشیع در این بحث عبارت است از مادون معصومین علیهم السلام.

جامعه تشیع چون یک جامعه انسانی است و «دعامة الانسان العقل»[۱] بر طبق نصوصی که وارد شده است از ائمه اطهار علیهم السلام، لذا هویت یک جامعه تشیع به دو چیز خواهد بود: یکی به عقل، علم، دانش و یکی به عمل ناشی از عقل {إلیه یصعد الکلم الطیب والعمل الصالح یرفعه}[۲] همان طور که انسان دو بال  برای رسیدن به سعادت و هدف از خلقت لازم دارد، جامعه تشیع هم این دو بال را لازم دارد؛ یکی علم و دانش و فرهنگ و یکی [هم] عمل.


نکته سوم:

نکته بعد این است که در مواردی هویت یک شخص یا هویت یک جامعه ضعیف می‌شود و جبران این ضعف هویت جامعه احتیاج دارد به یک حیات؛ باید حیاتی به او داده بشود و دادن حیات به جامعه انسانی در بعضی از موارد حیات عملی باید باشد و حیات علمی در او خیلی سازگار نیست.

من دو تا مثال می‌زنم، مثلا اگر هویت اقتصادی یک جامعه مختلّ بشود، اینجا دیگر بحث‌های تئوری و کلاسیک و دانشگاهی اقتصاد، حلّ مشکل اقتصادی این جامعه را نمی‌کند. اینجا یک حیات عملی لازم است، یک حرکت عملی لازم است. مثلا از اندوخته و پس اندازی که آن جامعه داشته، آن را بیاورد و در جامعه تزریق کند تا جامعه از این مشکل اقتصادی رها بشود و این نمونه‌ای دارد در تاریخ، در کشور آلمان، در رکود کمپانی بنز، در بعضی از کشورهای اسلامی کشور کویت بعد از حمله عراق – من این ها را فهرست‌وار می‌گویم، چون وقت کم است – که این ها اختلال اقتصادی خودشان را به این وسیله از بین بردند.

مثال دوم برایتان می‌زنم، اگر جامعه‌ای ضعف هویت اخلاقی پیدا کند، در اینجا دیگر بحث‌های فلسفه اخلاق و تئوری اخلاق و اینها حلّ مشکل جامعه را نمی‌کند. اینجا احتیاج به یک حرکت عملی در جامعه است، یعنی عده‌ای فرهیخته، تأثیرگذارِ در جامعه، اینها باید متخلق باشند به اخلاق حسنه و این اخلاق حسنه را در جامعه بروز بدهند و به عنوان «کونوا دعاة الناس بأعمالکم»[۳] اخلاق آن جامعه عوض بشود. اینجا بحث‌های کلاسیک ، اثری نمی‌کند که بخواهد حلّ مشکل جامعه را بکند.

مثال دیگر می‌زنم که امروزه الان جامعه ما به آن گرفتار است؛ ضعف هویت حجاب است. الان در حجاب بحث‌های تئوری اثرگذار نیست، یک حرکت عملی لازم است. یعنی عده‌ای فرهیخته، تأثیرگذارِ در جامعه، مورد قبول جامعه، اینها حجاب واقعی داشته باشند و این حجاب را بروز بدهند؛ یعنی حجاب داشته باشند، از دروغ هم حجاب داشته باشند، از غیبت هم حجاب داشته باشند، از تنقیص مردم حجاب داشته باشند. یک چنین حجابی اگر برای یک عده از متخلق به حجاب واقعی در جامعه پیش بیاید، این می‌شود یک حرکت عملی در جامعه و مشکل حجاب را حل می‌کند.

نتیجه‌ای که از این بحث سوم می‌گیرم این است که در بعضی از موارد ضعف هویتی که برای جامعه پیش می‌آید، احتیاج به حیات دارد و آنی که کارگر است در حلّ مشکل جامعه، حیات عملی است.



نکته چهارم:

این است که یک حرکت عملی ببینیم چگونه است و چگونه باید باشد. اگر حرکت عملی با زیرساخت علمی و فرهنگی باشد، این حرکت مبتلا به آفت نمی‌شود و الا اثر این حرکت مقطعی است، بلکه در بعضی از موارد در دراز مدت اثر منفی دارد و حتّی به ضدّ اثر و ضدّ ارزش مبتلا می‌شود. این [را] هم با مطالعه در تاریخ می‌توانید به دست بیاورید. حرکت‌هایی در جوامع بشری و بخصوص در جوامع اسلامی پیدا شده، چون زیرساخت‌های صحیح و دقیق نداشته، یک اثر مقطعی داشته و ارزش اساسا به ضدّ ارزش تبدیل شده است. لذا اگر بخواهد یک حرکت عملی ثمربخش باشد و مستمر باشد و ادامه داشته باشد، باید زیرساخت‌های علمی و فرهنگی آن حرکت به نحو صحیح پایه‌گذاری شده باشد و آن حرکت عملی و حیات عملی بر پایه آن زیر‌ساخت‌های صحیح انجام بشود.

نکته پنجم:

پنجمین نکته ای که بیان می‌کنم این است که هویت جامعه تشیع بر طبق بحثی که کردم، مبتنی بر دو رکن اساسی است. از جهت علمی و فرهنگی و جهان‌بینی، مبتنی بر آموزه‌های صحیح، متخذ از قرآن و عترت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام  است. چون ما دو منبع داریم که عصمت آنها برای ما تضمین شده است، یکی قرآن است و یکی اهل بیت علیهم السلام . هر منبع دیگری برای ما عصمت ندارد، محکی ما لازم داریم برای صحت و سقم. اما قرآن و عترت خودشان محکند، دیگر محک لازم ندارند.

 و در تعلیم آموزه‌های قرآن و عترت باز باید از روش خود قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت استفاده کرد. هم علم را باید از آنها گرفت، هم تعلّم را از آنها گرفت، هم تعلیم را از آنها گرفت. چگونه ما آموزه‌های دینی را به جامعه بیان کنیم؟ و لذا اگر دقت کرده باشید در روایات به این نکته خیلی تأکید شده، مثلاً شبیه به این تعبیر: – من فقط همان تکه عبارتی که مربوط است را می‌خوانم – «ألا فمن کان من شیعتنا عالماً بعلومنا»[۴] اگر عالم به علوم ما باشد و ایتام آل محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم در دامن او پرورش پیدا کند، چه خواهد شد. یا در روایت دیگر این طور است: «وإنّ عدوّاً من أعدائنا النواصب یدفعه بما تعلّمه من علومنا أهل البیت»[۵] علوم باید علوم اهلبیت باشد، روش هم باید روش اهل بیت علیهم السلام باشد. البته عرض کردم اینها شرح و بسط می‌خواهد، الحمد لله همه شما اهل فضل هستید و می‌شود دنبال بشود.

نکته ششم:

نکته دیگری که باید توجه داشت این است که شاخص‌ترین حرکت عملی برای جامعه تشیع، “تعظیم شعائر” است. حالا چرا؟ به جهاتی:

اول: تعظیم شعائر یک حرکت عملی است. در بحث‌های قبل روشن شد که ما در بسیاری از موارد اساسا احتیاج به حرکت عملی داریم، یعنی حرکت علمی کارگشا نیست، بحث تئوریک مشکله جامعه را حل نمی‌کند. یک حرکت، حرکت علمی است و تعظیم شعائر حرکت عملی است.

دوم: این است که تعظیم شعائر یک حرکت تهاجمی است، یک حرکت تدافعی نیست. این هیئت وقتی که می‌آید در خیابان، حرف دارد برای گفتن؛ هجوم آورده به کلّ جامعه که من حرف دارم، باید بیایید حرف من را بشنوید که چه می‌خواهم بگویم؛ مشکل کجاست، دنبال چه دارید می‌روید؟ حرکت یک حرکت تهاجمی است، تدافعی نیست و می‌دانید در تاریخ بشریت حرکت‌های تهاجمی بوده که مؤثر واقع شده است نه حرکت‌های تدافعی و تأکیدی که والد معظّم مدّ ظله بر با شور بودن هیئات مذهبی دارند به همین جهت است؛ هر چه این جهت تهاجمی بیشتر باشد، تأثیرگذاری در جامعه‌اش بیشتر است.

سوم: این است که تعظیم شعائر مثل هیئات تأثیرگذاری دارد در تمام سطوح جامعه، نه در یک سطح خاص. کتاب تأثیرش در یک سطح خاصی است، در یک افراد خاصی است، روزنامه همچنین، سخنرانی‌ها همچنین، و… اما تعظیم شعائر یک تأثیرگذاری دارد در تمام سطوح جامعه، پیر و جوان شرکت می‌کنند. شما حتّی مشاهده کرده‌اید بعضی از جوانان، چه دختر چه پسر، که با بعضی از احکام شرعیه مشکل دارند به مشاهده این هیئات متأثر می‌شود و منقلب می‌شود، حتّی مشکلاتش حل می‌َشود؛ چه بسا اصلا این جوان به مجلس روضه نرود، به مجلس سخنرانی نرود. لذا تعظیم شعائر یک چنین اثری دارد. حتّی شما می‌بینید طفل در بغل پدر یا مادر هم دارد تأثیر می‌پذیرد، چیزی دارد یاد می‌گیرد؛ چه خبر است، چه می‌گویند اینها؟ چرا اینطور به سر و سینه می‌زنند؟ مگر چه شده است؟‌ ببینید، بعضی از کسانی که مطلع به آداب و رسوم ما نیستند از بیگانه‌ها، وقتی که هیئات را می‌بینند می‌گویند اینها چرا اینطوری می‌کنند؟ کی‌شان مُرده است؟ انسان پدرش هم بمیرد اینطور نمی‌کند، چه شده؟ این جهت تأثیرگذاری‌ای است که در کلّ سطوح جامعه دارد، در تمام اقشار دارد، در تمام سنین دارد. حتّی نسبت به غیر شیعیان تأثیرگذار است؛ حرکت اربعین را شما دیده‌اید، چقدر تأثیرگذار بوده نسبت به ادیان مختلف که با همین حرکت متمایل به حقانیت تشیع شده‌اند.

چهارم: این است که اساساً دو چیز است که ارزش هیچ چیز به آن دو چیز نمی‌رسد و یکی برگشت افرادی است که از خدا برگشته‌اند به طرف خالق خود و یکی شناخت امام زمان. همه شما می‌دانید در آن حدیث شریف که پروردگار متعال می‌فرماید:

وَ قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى مُوسَى ع حَبِّبْنِی إِلَى خَلْقِی، وَ حَبِّبْ خَلْقِی إِلَیَّ. قَالَ: یَا رَبِّ کَیْفَ أَفْعَلُ قَالَ: ذَکِّرْهُمْ آلَائِی وَ نَعْمَائِی لِیُحِبُّونِی، فَلَئِنْ تَرُدَّ آبِقاً عَنْ بَابِی، أَوْ ضَالًّا عَنْ فِنَائِی، أَفْضَلُ لَکَ مِنْ عِبَادَةِ مِائَةِ  سَنَةٍ بِصِیَامِ نَهَارِهَا وَ قِیَامِ لَیْلِهَا.

قَالَ مُوسَى ع: وَ مَنْ هَذَا الْعَبْدُ الْآبِقُ مِنْکَ قَالَ: الْعَاصِی الْمُتَمَرِّدُ. قَالَ: فَمَنِ الضَّالُّ عَنْ فِنَائِکَ قَالَ: الْجَاهِلُ بِإِمَامِ زَمَانِهِ تُعَرِّفُهُ، وَ الْغَائِبُ عَنْهُ بَعْدَ مَا عَرَفَهُ، الْجَاهِلُ بِشَرِیعَةِ دِینِهِ تُعَرِّفُهُ شَرِیعَتَهُ، وَ مَا یَعْبُدُ بِهِ رَبَّهُ، وَ یَتَوَصَّلُ  [بِهِ‏] إِلَى مَرْضَاتِهِ.

دو عمل است که از صد سال نماز و روزه حضرت موسی بن عمران برتر است. نماز و روزه حضرت موسی بن عمران! کلیم الله! نه نماز و روزه من. بعد که تفسیرش را می‌پرسد – خلاصه‌اش را من عرض می‌کنم – می‌فرماید: یکی این که عابقی از درگاه ما را به درگاه ما برگردانی و یکی او را آشنا کنی به امام زمانش.

این حقیقت خیلی به صورت ساده، بدون تحمل استدلال، بدون تحمل مناقشه، مناظره، در هیئات اتفاق می‌افتد. چه بسیار افرادی که در اثر دیدن هیئات توبه کردند و برگشته‌اند و در صدد شناخت واقعاً امام زمان خودشان برآمده‌اند. لذا تعظیم شعائر، علاوه بر این که یک حرکت عملی است یک چنین آثار و آثار دیگری هم دارد.

چه بسیار رسول ترک ها که ما خبر نداریم، از برکت تعظیم شعائر.


نکته هفتم:

نکته دیگری که می‌خواهم خدمت شما عرض کنم، بعضی از نمونه‌های این حرکت‌های عملی است در جامعه تشیع. در زمانی که عباسیان آن حکومت ظالمه را بر جامعه اسلامی داشتند و در اثر محو همه آموزه‌های دینی بودند، حکومت آل بویه که برپا می‌شود، این حکومت اموری را در جامعه رواج می‌دهد از آموزه‌های تشیع، رواج علوم دینی و پایان دادن به وحشیگری و خشونت در جنگ ها و…. اما برای این که این حرکت ماندگار بشود، واین حیات ادامه داشته باشد« آن هم در مقابل ضعفی که در اثر حکومت عباسیان در هویت جامعه تشیع پیدا شده بود. شما مطالعه کنید حکومت عباسیان چه کردند بر عالم تشیع! نه فقط از کشت و کشتار و حذف فیزیکی افراد، از محو علومی که از اهلبیت عصمت و طهارت توسط این عباسیان شده است. از محو تربیت های اخلاقی اهل بیت علیهم السلام و… شما اینها همه را در نظر بگیرید، ببینید چه ضعفی در جامعه تشیع پیدا شد. اینجا به ارشاد علما تعظیم روز عاشورا مطرح می‌شود، اصلاً یک حیات دوباره به جامعه تشیع روی آورد، جامعه تشیع را دگرگون کرد. مردم اصلا با این عزاداری متوجه شدند که اصل دارند، هویت دارند، می‌توانند کارهای اساسی بکنند، می‌توانند تأثیرگذار باشند… این یک حرکت عملی بوده برای جبران ضعف هویت جامعه تشیع و ببینید چطور اثر گذاشته است از آن زمان تا به حال؛ روز به روز بر آن اضافه می‌شود. عاشورای هر سال از سال گذشته بهتر می‌شود. یک نمونه‌اش هم اربعین است که مشاهده می‌کنید.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید
 
ادامه مطلب ...

فاطمیه خط مقدم ما است/ راه‌اندازی پویش "هر شیعه، یک پرچم

فاطمیه خط مقدم ما است، راه‌اندازی پویش "هر شیعه، یک پرچم"

پویش "یک شیعه، یک پرچم" نشان می‌دهد چگونه شیعیان را زیر یک پرچم جمع می‌کند.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، خیلی‌ها این روزها بساط روضه و اشک ماتم برای حضرت صدیقه طاهره(س) راه می‌اندازند. حالا دیگر فاطمیه، فرهنگی شده که شیعیان را به سمت خود می‌کشاند و در مواردی هم حتی شیعیان را از سراسر جهان به خود خوانده است.

ماجرای شهادت حضرت زهرا(س) و اتفاقات فرهنگی که در پیرامونش رخ می دهد، موضوعی است که می‌توان روزهای بسیاری درباره‌اش نوشت و نشان می‌دهد اهالی دین چگونه و به هر شکلی در حال ادای دین و ابراز ارادت به ساحت حضرت صدیقه‌(س)‌اند. یکی از اتفاقات خوب فرهنگی که البته در دیگر اتفاقات و مناسبت‌های ملی و مذهبی کشورمان بسیار جلب توجه کرده و همچنین فرهنگسازی‌هایی را نیز انجام داده، نصب پرچم بر سَر درِ منزل‌ها و حسینیه‌ها است.

راه اندازی یک پویش

فاطمیه امسال نیز مثل همیشه با شکل‌گیری یک پویش همراه شده است؛ «هر شیعه، یک پرچم» عنوان پویشی است که همزمان با این ایام راه‌اندازی شده است. حجت‌الاسلام سید احمد دارستانی از وعاظ نام‌آشنای کشورمان نیز ویدئویی در فضای مجازی منتشر کرده است که نشانگر استقبال او از این پویش است. از این لینک میتونید کلیپ را ببینید:

https://www.aparat.com/v/Snrt6/%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%AE%D8%B7_%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85_%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%AA


منبع: https://tn.ai/2184934


این هم دوتا پرچم دیگه که پرچم اول را ایت الله وحید خراسانی به مجالس روضه در اروپا هدیه دادند  اینقدر استدلالهای قرانی و حدیثی محکمی داره (از اهل سنت)که بد جوری باعث مفتضح شدن دشمنان اهل بیت و قاتلین حضرت زهرا سلام الله علیها شد.

بن باز ملعون گفته بود وحید خراسانی با این کارش( پرچم ها) کمر ما را شکست!!!.



بیشتر بخوانید

شهادت سردار رشید اسلام ،فرمانده فاتح عراق و شام ،حاج قاسم سلیمانی و ابو مهدی المهندس و همراهان را تسلیت و تبریک میگویم

ﺑِﺴﻢ ربِ اﻟﺸﻬﺪاءو اﻟﺼِﺪّﻳﻘﻴﻦ

انا لله و انا الیه الراجعون .

 و ﻻ ﺗﺤﺴﺒﻦ اﻟﺬﻳﻦ ﻗﺘﻠﻮا ﻓﻲ ﺳﺒﻴﻞ اﷲ اﻣﻮاﺗﺎ ﺑﻞ اﺣﻴﺎء ﻋﻨﺪ رﺑﻬﻢ ﻳﺮزﻗﻮن.


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند           روبه صفتان زشت خو را نکشند
گر عاشق صادقی ز کشتن مهراس          مردار بُوَد هر آنکه او را نکشند


شهادت مظلومانه سردار رشید اسلام ،فرمانده فاتح عراق و شام ،حاج قاسم سلیمانی و ابو مهدی المهندس و جمعی از همراهانشان را به امام زمان صلوات الله علیه و خانواده آنها و همه دوستدارانشان تسلیت و تبریک میگویم.


بسیار متاسف شدیم از اینکه دیگر  این سرباز مخلص اسلام  از میان ما رفت و بسیار خرسندیم که عاقبت آرزوی او برآروده شده و به یاران شهیدش پیوست. او یکی از کم نظیر ترین  سرداران ایران زمین بود .کسانی که او را میشناختند میدانند که چقدر سختکوش و خستگی ناپذیر بود . او خودش را وقف امنیت و دفاع از مظلومین  مسلمان کرده بود .گاهی در یک 24 ساعت 3 تا راننده عوض میکرد .اما خودش به سختی مشغول کار و تلاش بود. مقام عراقی میگفت هیچ عملیاتی را قاسم طراحی نکرده مگر اینکه به پیروزی رسیدیم!!. ترس برای او معنا نداشت او مصداق این آیه بود:

أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ (سوره یونس ایه 62)

 بسیار با تقوا و مهربان بود. دلباخته و عاشق اهل بیت صلوات الله علیهم بود منزل شخصی خود را وقف حسینیه حضرت زهرا سلام الله علیها کرده. حقوق خودش را به بنیاد شهید میداد که خرج مشکلات خانواده شهدا بکنند!!. این اعمال صالح و ایمان و  اخلاص عجیب او بود که اینطور همه را که مجذوب و عاشق خود کرد. و حقیقتا این آیه :

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا (سوره مریم   آیه96 ) در مورد او  بود.

 او  عمری مشتاقانه  به دنبال شهادت  از این شهر  به ان شهر میرفت و جان ارزشمند خود را در کف دست گرفته بود تا تقدیم حضرت دوست کند .صادقانه به عهد خود وفا کرده بود. از مصادیق این آیه بود:

مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا (سوره احزاب ایه 23)

 و در نهایت  شهادت او را در اغوش گرفت  و رسید به مقام آنانکه از مصادیق این ایه بودند:

فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَى الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا (سوره نسا آیه 45).

سردار گوارایت باد این شهادت .خدا را هزاران بار شکر که به آرزویت رسیدی و عاقبت به خیر شدی.البته تو خود از زمان مرگ و شهادتت با خیر شده بودی . دو تن از دوستانت گفتند که به صراحت جداگانه به انها گفته بودی در دهه فاطمیه امسال  تو در میان ما نیستی. به یکی شون که در دهه فاطمیه پارسال گفته بودی این را.

شاید شنیده بودی که با تصویب کامل  FATF   قرار بوده  دولت تو را تحویل دهد و امنیت ایران و منطقه را فدای رابطه با آمریکا کنند. خدا را به خونسیدالشهدا و اصحاب پاکش  قسم میدهم که خائنین به شیعه و این ملت را خوار و ذلیل و رسوا کند.

از این به بعد نظامیان آمریکائی باید مواظب باشند که از هر جای دنیا که به هر جائی میخوان برن ،پهپادهای ایرانی  اون را نابود نکنه . باید مواظب باشند که تو قلب خاک  امریکا وقتی توی پایگاه های خودشون  استراحت میکنند موشکهای جدید ایرانی  ازشون انتقام نگیره.


شادی روح سردار سلیمانی و همه شهدا و مومنین از اول تا به حال بلند صلوات بفرست

تحویل حاج قاسم سلیمانی به آمریکا طبق تعهد دولت!!!


جریان تحویل حاج قاسم  سلیمانی به آمریکا توسط امضا کنندگان FATF بر اساس لیست SDN


طبق FATF در صورت درخواست باید سردار سلیمانی را تحویل آمریکا دهیم/ امنیت ما را نابود خواهد کرد


دانلود با لینک مستقیم : روایت آیت‌الله سبحانی از زمانی که سردار سلیمانی کفن خود را برای امضا نزد ایشان بردند.


دانلودفیلم/ انتشار بخش‌هایی از دیدار سردار سلیمانی با رهبر انقلاب برای نخستین بار


سخنان سردار سلیمانی درباره رهبر انقلاب/عکس








جملاتی ناب و بسیار زیبا از علامه مامقانی رضوان الله علیه در شان حضرت زینب سلام الله علیها

ایوب(ع) که خود کشتی رنج و غم دنیاست                                 درمرتبه صبر مثل بر همه لبهاست

با این همه وصف و مثل شوهره آفاق                                              شاگرد کلاس اول زینب کبراست

+++

میلاد مبارک اسوه صبرو شجاعت قهرمان فصاحت و بلاغت حضرت زیب سلام الله علیها را به امام زمان صلوات الله علیه و همه شما تبریک میگم.


علامه مامقانی رضوان الله علیه فرمودند: من [مامقانی] می‌گویم: زینب! و زینب کیست! و تو چه می‌دانی که زینب کیست! وی عقیله بنی هاشم است و دارای صفات پسندیده‌ای است که بعد از مادرش احدی به آن صفات نرسیده است، به حق است که اگر گفته شود او صدیقه صغری است. او در حجاب و عفاف بی‌مانند است. که هیچکس از مردان در زمان پدر و برادرانش تا روز طف و کربلا، او را ندیده است. او در صبر و ثبات قدم و قدرت ایمان و تقوی یکتا و بی‌نظیر است. او در فصاحت و بلاغت گویا از زبان امیر المومنین علیه السلام سخن می‌گفت. اگر ما بگوییم حضرت زینب سلام الله علیها دارای مقام عصمت بوده و معصوم است کسی نمی‌تواند انکار کند اگر به احوال او در طف و بعد آن آشنا باشد. چگونه چنین نباشد؟ اگر این نبود، امام حسین علیه السلام مقدار و بخشی از بار سنگین امامت را روزگاری که امام سجاد علیه السلام بیمار بود به او واگذار نمی‌کرد و امام سجاد علیه السلام او را در بیان احکام و آنچه که از آثار و نشانه‌های ولایت و امامت است، جانشین خویش و نائب خاص قرار نمی‌داد.

عوالم العلوم، تالیف شیخ عبد الله بحرانی و سید محمد باقر موحد ابطحی، جلد ۱۱، صفحه ۹۵۰