مباهله شیعه با وهابیت و اهل سنت ، مولوی ها ماموستا ها اگر جرات دارید تشریف بیارید.دفع شر جن و همزاد باطل السحر قوی و مجرب

گذاشتن لینک های وب دیگران به معنی تائیدآنها نیست کپی و انتشار مطالب با ذکرمنبع مجاز است و الا شرعاً حرام است( بجزمطالبی که درمورد حقانیت شیعه و گمراهی وهابیت و اهل سنت است )

مباهله شیعه با وهابیت و اهل سنت ، مولوی ها ماموستا ها اگر جرات دارید تشریف بیارید.دفع شر جن و همزاد باطل السحر قوی و مجرب

گذاشتن لینک های وب دیگران به معنی تائیدآنها نیست کپی و انتشار مطالب با ذکرمنبع مجاز است و الا شرعاً حرام است( بجزمطالبی که درمورد حقانیت شیعه و گمراهی وهابیت و اهل سنت است )

امراض و بیماریها مخلوقات خدا هستند که مامور به اطاعت از حضرت حجت و دیگر معصومین صلوات الله علیهم هستند


امراض و بیماریهای شدیده همه مخلوقات خدا هستند که مامور به اطاعت و امر و نهی از حضرت حجت عج هستند، که با استغاثه به حضرتش از شیعیان و محبین او دفع میشوند:

امر و نهی سیدالشهدا علیه السلام به (تب) + و به سخن در آمدن مخلوقات از جمله بیماریها و اظهار عجز در برابر ولایت تکوینی معصوم:

امراض و گرفتاریهای جسمانی شیعیان حضرت غائب عج سبب پاکی ابدان، کفار ذنوب، محو گناهان از نامه اعمال و ترفیع درجات آنها در برزخ و قیامت و آخرت است:

آقا خویی به سند صحیح در معجم رجال الحدیث نقل میفرماید:
کشی میگوید: در کتاب محمد بن شاذان بن نعیم به دستخط خودش دیدم که میگوید:
حمران بن أعین میگوید: امام صادق علیه السلام فرمودند:
عبد الله بن شداد از شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام به شدت مریض شد و تب کرد،
پس امام حسین علیه السلام او را عیادت کرد، و تا سیدالشهدا علیه السلام وارد منزل او شد تب از جسم او خارج شد، و در دم بهبود یافت

پس حضرت فرمود:
والله ما خلق الله شیئا إلا وقد أمره بالطاعة لنا یا کناسة:
ترجمه:
به خدا قسم،
خداوند هیچ مخلوقی را خداوند خلق نکرده است الا اینکه به او امر کرده است که مطیع امر و نهی ما باشد ای تب!

فإذا نحن نسمع الصوت ولا نرى الشخص یقول: لبیک:
ترجمه: پس ما صدایی را میشنیدم اما شخصی را نمیدیدم که میگفت: لبیک لبیک!!

سپس امام حسین علیه السلام خطاب به آن بیماری فرمود:
ألیس أمیر المؤمنین علیه السلام أمرک ألا تقربی إلا عدوا أو مذنبا لکی تکونی کفارة لذنوبه فما بال هذا:
ترجمه:
آیا امیرالمؤمنین علیه السلام به تو دستور نداده بود که هرگز به خلقی از مخلوقات خداوند نزدیک نشوی الا اینکه دشمن ما اهل بیت علیهم السلام و یا مومن گناهکاری باشد که کفاره گناهان او باشی

معجم رجال الحدیث - السید الخوئی - ج ١١ - الصفحة ٢٣٢.
العوالم ، الإمام الحسین (ع) - الشیخ عبد الله البحرانی - الصفحة ٤٨.
مدینة المعاجز - السید هاشم البحرانی - ج ٣ - الصفحة ٤٩٩.
بحار الأنوار - العلامة المجلسی - ج ٤٤ - الصفحة ١٨٣.
مناقب آل أبی طالب - ابن شهر آشوب - ج ٣ - الصفحة ٢١٠.
اختیار معرفة الرجال - الشیخ الطوسی - ج ١ - الصفحة ٢٩٩.
مستدرکات علم رجال الحدیث - ج ٥ - الصفحة ٣٤.

امام هادی صلوات الله علیه قبل از اینکه فرد شفا بخواهد بیماری ش را او را شفا داد!!!

غافل مباش که حضرت حجت عج از احوال و حاجات شیعیان خویش به علم الهی اطلاع دارد:

دفع بلاء، رفع عوارض، شفاء امراض و اسقام و قضای حوائج شیعه در غمزه نگاه حضرت غایب عج است:

این مطلب را خوب بفهم که در تمامی شئونات زندگی و گرفتاریها باید احوال خود را به امام زمان عج عرضه، و به او استغاثه، و از او طلب فرج و رخاء و گشایش کرد:

ابو هاشم جعفری میگوید:
یکی از اهالی سامراء دچار بیماری و برص شد، و زندگی به او بسیار سخت شد، پس روزی در نزد علی فهری از حالش شکایت کرد، و او نیز گفت:
لو تعرضت یوما لأبی الحسن علی بن محمد بن الرضا علیهم السلام فسألته أن یدعو لک لرجوت أن یزول عنک:
ترجمه:
مشکلت را برای حضرت ابوالحسن علی بن محمد بن الرضا علیهم السلام تعریف کن، و به حضرت استغاثه کن، و از حضرت بخواه که برای تو دعا کند تا بیماری و مشکلات تو حل شود
پس یک روز بر سر راه امام هادی علیه السلام وقتی از منزل متوکل برمیگشت به انتظارش نشست، و وقتی حضرت را دید بلند شد و بسوی حضرت رفت تا به حضرت استغاثه کند اما حضرت تا او را دید فرمودند:
تنح عافاک الله وأشار إلیه بیده تنح عافاک الله تنح عافاک الله ثلاث مرات:

ترجمه: باز گرد که خدا به تو عافیت را عطا میکند، و با دست خود اشاره فرمودند که باز گرد که خداوند تو را عافیت میبخشد، و سه بار فرمودند برگرد خداوند به تو عافیت عطا میکند.
پس آن مرد بازگشت و فهری را ملاقات کرد و از حالش به او خبر داد و فهری به او گرفت:
قد دعا لک قبل أن تسأل فامض فإنک ستعافى:
ترجمه:
حضرت برای تو دعا فرمودند حتی قبل از اینکه به حضرتش نزدیک شوی و حاجت خود را به او عرضه کنی پس خیالت راحت که شفاء گرفته ای!
پس آن مرد بسوی منزلش بازگشت و شب خوابید و وقتی صبح بیدار شد اثری از ان بیماری در بدن او نبود

مصادر:
الثاقب فی المناقب - ابن حمزة الطوسی - الصفحة ٥٥٤.
رائج والجرائح - قطب الدین الراوندی - ج ١ - الصفحة ٣٩٩
بحار الأنوار - العلامة المجلسی - ج ٥٠ - الصفحة ١٤٧.
قادتنا کیف نعرفهم - آیة الله العظمى السید محمد هادی الحسینی المیلانی - ج ٤ - الصفحة ٣٢٨

امام هادی دست مبارکشان را به زمین زدند و زمین تبدیل شده به...

قطره ای از دریایی معجزات مولانا علی ابن محمد ابن الرضا علیهم السلام:

اخراج طعام برای فقراء به اعجاز الهی + معجزات مولانا امام هادی علیه السلام….. محمد ابن یزید نقل میکند:
در نزد مولانا امام هادی علیه السلام بودم، و عده ای که فقیر بودند به خدمت حضرت رسیدند،
و از فقر و گرسنگی شکایت کردند
پس حضرت دست خود را بر زمین زدند
و زمین تبدیل به غذا و طعام و نوشیدنی برای آنها شد

منبع: نوادر المعجزات الصفحة ١٨٦
نقل تمامی طالبی که درباره امام هادی هست حتی بدون ذکر منبع  مجاز است

امام هادی و فرستادن نایب برای دعا کردن در کربلا برای شفا بیماری

ابو هاشم جعفری می‌گوید:
وقتی حضرت ابو الحسن امام هادی علیه السّلام بیمار شده بود، از پی من و محمّد بن حمزه فرستاد ولی محمّد بن حمزه از من جلوتر خدمت مولا رسیده بود.
او گفت: امام علیه السّلام پیوسته می‌فرمود: یک نفر را به کربلا بفرستید برایم دعا کند.
من به محمّد گفتم: می‌خواستی بگویی من به کربلا می‌روم! بعد خودم خدمت آن جناب رسیده عرض کردم: آقا! اجازه می‌فرمایید من به کربلا مشرف شوم؟
فرمود: در این مورد باید دقت کنی که مأمورین متوجه تو نشوند و برایت ناراحتی فراهم نگردد. آنگاه فرمود: محمّد قابل اعتماد نیست زیرا او خلوصی در تشیعش ندارد و من نمی خواهم او این امر را بفهمد.
گفت: من این حرف را برای علی بن بلال نقل کردم؛ او گفت: به کربلا چه احتیاجی دارد؟ او خودش دارای شرافت کربلاست! بعد من خدمت امام علیه السّلام رسیدم موقعی که خواستم از جا حرکت کنم فرمود: بنشین! وقتی دیدم آن جناب با من ملاطفت کرد، سخن علی بن بلال را برایش نقل کردم، فرمود: می‌خواستی به او بگویی: رسول خدا صلی الله علیه و آله خانه کعبه را طواف می‌کرد و حجر الاسود را می‌بوسید با اینکه احترام پیامبر صلی الله علیه و آله و مؤمن، بیشتر از خانه است و خداوند عزوجل به او دستور داد که در عرفه وقوف کند. اینها محل‌هایی است که خداوند دوست دارد در این محل‌ها او را بخوانند. من نیز علاقه دارم برایم در محلی دعا کنند که خدا دوست دارد او را آنجا بخوانند.


کافی ،ج۴،ص۵۶۷
بحارالانوار،ج۵۰،ص۲۳۴،ح۱۳

امام زمان هم مانند جدشان امام هادی ،قادر به طی الهوا، و عروج به عوالم بالا و سدرة المنتهی و ملاء الاعلی و جنت الماوی:

سالروز شهادت امام غریب و مظلوم  امامهادی صلوات الله علیه را به امام زمان صلواتالله علیه و همه شما تسلیت میگم.


حضرت قائم عج هم مانند اجدادشان ،قادر به طی الهوا، و عروج به عوالم بالا و سدرة المنتهی و ملاء الاعلی و جنت الماوی:

ذکر (علی ولی الله) بر لب ساکنان بهشت از حور، جن، انس، طیر و مَلَک:

عماره بن زید میگوید:
به مولانا علی ابن محمد الهادی علیه السلام عرض کردم:

آیا شما نیز مانند پدران معصوم تان قادر هستید به آسمان صعود کنید، - و وارد بهشت شوید - تا چیزی برای ما بیاورید، که در زمین مانندی نداشته باشد⁉️
پس حضرت به آسمان عروج کرد تا از دیده غائب شد، پس بعد از مدتی مراجعت فرمودند، در حالیکه در دست ایشان پرنده ای از طلا بود که در منقارش مرواریدی بود، و میگفت:
لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله.
سپس حضرت فرمودند:
این از پرندگان بهشت است، سپس حضرت آنرا رها کردند، و او نیز به آسمان بالا رفت

منبع نوادر المعجزات فی مناقب الأئمة الهداة - جلد 1 - الصفحه 366. دلائل الامامة .413/ 5 إثبات الهداة 3/385. مدینة المعاجز 7/ 442.
+++

حکومت امیرالمونین و امام زمان صلوات الله علیهما، حکومت علم، حکومت قدس، حکومت تقوا، حکومت عدل و برکنار از همه رذائل است

حکومت امام زمان و امیرالمونین صلوات الله علیهما، حکومت علم، حکومت قدس، حکومت تقوا، حکومت عدل و برکنار از همه رذائل است

مرحوم آیت الله تولایی خراسانی در سخنرانی های خود در مسجد ملک تهران در سال 1383 قمری می فرمود:
باید خَلْق، بالطّوع و الرّغبة و الأختیار زیر بار امام بروند. خلق باید در خانه او بیایند و او را از خانه بیرون بیاورند. او را به محراب و منبر بیاورند. بگویند: آقا! شانه‌ هاى ما بسته و در قبضه توست، هر چه امر می ‌فرمایى اطاعت می ‌کنیم. اینطور که شد آن وقت بر امام واجب می ‌شود که در میدان اجتماع داخل شود و بر مسند حکومت قرار بگیرد. حکومتى هم که امام بر آن مسند مستقر می‌ شود یک حکومت عجیبى است. حکومت علم است. حکومت قدس و تقواست. حکومت عدل است. حکومت الهیّه داراى همه فضائل و بر کنار از همه رذائل است. امام به میدان می‌آید و نمی ‌گذارد فاسق و فاجر سر کار باشند. مثل اینکه تا حضرت على علیه السلام روى کار آمد، فرمود معاویه معزول شود. هر چه گفتند: یا على! سیاست اجازه نمی ‌دهد معاویه را از کار بیندازى. گفتند: این ولدالزّناى چموش پدرسوخته را فعلاً به کار بگیر. حضرت حاضر نشد. فرمود یک ساعت حاضر نیستم یک نفر فاسق غیرمتّقى را بر اَعراض و دماء مسلمین مسلّط کنم. می خواهد خلاف سیاست باشد! امیرالمؤمنین علیه السلام حاضر نیست با یک بی ‌دین کنار بیاید و مماشات کند. گفت: نمی ‌توانم معاویه را بر مردم مسلّط کنم. فردا جواب خدا را چه بدهم که یک حاکم بر سر مردم مسلّط کردم که به ناموس و عِرض مردم تعدّى می ‌کند. معاویه با من دشمن می ‌شود به جهنّم! تا جایى که زورم برسد و شمشیرم برش داشته باشد، مخالفت ‌هاى او را می ‌کوبم و او را مغلوب می ‌کنم. جایى که نداشتم تکلیف ندارم. این حرف حسابى است. از نظر عقلِ دینی، این درست است. البتّه از نظر عقلِ سیاسى نادرست است. سیاستمدار می‌گوید باید اغفال کرد. قول داد و عمل نکرد. در دنیای سیاست، وفا و صفا و عمل به قول وجود ندارد. نظر به یک کشور و یک شهر نیست. از زمان معاویه در دنیاى سیاست، درست ‌قولى، وفاى به عهد، پاى حرف ایستادن، دروغ نگفتن، ملاحظه خدا کردن، همه اینها در دنیاى سیاست حرف مفت است. در دنیای سیاست باید به هر عاملى که ممکن است متشبّث شد و به هدف رسید. امّا آنکه دین دارد اینطور نیست. امیرالمؤمنین علیه السلام دین دارد.
(سخنرانی های مسجد ملک تهران، 19 رمضان 1383 قمری)
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»

تنها چیزى که از متدیّن ظاهر نمى‏ شود، دروغ و خیانت است

مرحوم آیت الله تولایی خراسانی در سخنرانی خود در مسجد ملک تهران در سال 1383 قمری می فرمود:
قرآن مى ‏فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ». یکی از جاهایی که دیانت را از سیاست جدا می ‌کند همین است. مؤمن می‌گوید: سرم برود، قولم نباید برود. خدا فرموده است: «أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَ‏ الْعَهْدَ کانَ مَسْؤُلاً» امّا سیّاس (سیاستمدار) می ‌گوید: قول، دیگر چیست؟ قول و بول یکی است. او می ‌گوید کار باید پیش برود. لذا محور سیاستش دروغ، تقلّب و نیرنگ است. تنها چیزى که از فرد متدیّن ظاهر نمى ‏شود، دروغ و خیانت است.
(سخنرانی های مسجد ملک، 26 ماه رمضان 1383 قمری)
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»

ابراهیم خلیل علیه السلام از شیعیان امیرالمومنین صلوات الله علیه بوده

«وَإِنَّ مِن شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ » [۱]

علی بن ابراهیم، از ابو عباس، از محمّد بن احمد، از محمّد بن عیسی، از نضر بن سوید، از سماعه، از ابو بصیر روایت کرده است که وی گفت: حضرت امام محمّد باقر علیه السلام فرمود:
«این اسم مبارکتان باد! » عرض کردم: فدایت شوم! کدام اسم؟
فرمود: «شیعه».
عرض شد: مردم به خاطر این اسم ما را سرزنش می‌کنند.
فرمود: آیا نشنیده ای که خداوند متعال فرمود: «وَإِنَّ مِن شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ» و نیز فرمود: «فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِی مِن شِیعَتِهِ عَلَی الَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ»[۲] [آن کس که از پیروانش بود بر ضد کسی که دشمن وی بود از او یاری خواست]، پس این اسم مبارکتان باشد. [۳]

شرف الدین نجفی از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام روایت کرد که ایشان فرمود: کلام خداوند عزّ و جل: «وَإِنَّ مِن شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ» یعنی ابراهیم از شیعیان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و از این رو از شیعیان علی علیه السلام است، هر کس شیعه علی باشد، شیعه پیامبر صلی الله علیه و آله می‌باشد. [۴]

شیخ محمّد بن عباس، از محمّد بن وَهبان، از ابو جعفر محمّد بن علی بن رحیم، از عباس بن محمّد، از پدرش، از حسن بن علی بن ابو حمزه، از پدرش، از ابو بصیر یحیی بن ابی القاسم روایت کرده است که وی گفت: جابر بن یزید جعفی از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام از تفسیر آیه «وَإِنَّ مِن شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ» پرسید، ایشان فرمود:
هنگامی که خداوند سبحان، ابراهیم علیه السلام را آفرید، دیدگان او را گشود، ابراهیم نظر افکند و در کنار عرش نوری بدید، عرض کرد: خداوندا! این نور چیست؟
خداوند فرمود: این نور محمد، برگزیده آفریدگان من است. در کنار آن نور، نور دیگری دید، عرض کرد: خداوندا! این نور چیست؟
خداوند فرمود: این نور علی بن ابی طالب، یاور دین من است. در کنار آن
دو نور، سه نور دیگر دید، عرض کرد: خداوندا! این نورها چیست؟
خداوند فرمود: این نور فاطمه است. او دوست داران خود را از آتش دوزخ دور می‌گرداند و نیز نور دو فرزند او، حسن و حسین می‌باشد. ابراهیم نُه نور دیگر دید که ایشان را در میان گرفته بودند، عرض کرد: خداوندا! این نورهای نُه گانه چیست؟
خداوند فرمود: ای ابراهیم! اینان امامانی از فرزندان علی علیه السلام و فاطمه سلام الله علیها می‌باشند.
ابراهیم علیه السلام عرض کرد: خداوندا! به حق آن پنج تن، این نُه تن را به من معرفی کن.
خداوند فرمود: ای ابراهیم! اولین ایشان علی بن حسین، و پسر او محمّد، و پسر او جعفر، و پسر او موسی، و پسر او علی، و پسر او محمّد، و پسر او علی، و پسر او حسن، و پسر او حجت قائم علیهم السلام است. ابراهیم علیه السلام عرض کرد: خداوندا و مهترا! نورهایی می‌بینم که گرداگرد ایشان حلقه زده اند و کسی جز تو نمی تواند آنها را بشمارد. خداوند فرمود: ای ابراهیم! اینان شیعیان ایشان هستند، شیعه امیر مؤمنان علی بن ابی طالب. ابراهیم علیه السلام عرض کرد: شیعیان او چگونه شناخته می‌شوند؟

خداوند فرمود: پنجاه و یک رکعت نماز گزاردن، خواندن بسم الله الرحمن الرحیم با صدای بلند، قنوت خواندن پیش از رکوع و انگشتر در دست راست کردن. آن گاه ابراهیم عرض کرد: خداوندا! مرا از شیعیان امیر مؤمنان قرار ده. از این رو خداوند در کتاب خود فرمود: «وَإِنَّ مِن شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ» [۵] .


[۱]سوره صافات،آیه۸۳
[۲]سوره قصص،آیه۱۵
[۳]تفسیر قمی، ج ۲، ص ۱۹۶
[۴]تأویل الآیات، ج ۲، ص ۴۹۵، ح ۸
[۵]تأویل الآیات، ج ۲، ص ۴۹۶، ح ۹