مباهله شیعه با وهابیت و اهل سنت ، مولوی ها ماموستا ها اگر جرات دارید تشریف بیارید.دفع شر جن و همزاد باطل السحر قوی و مجرب

گذاشتن لینک های وب دیگران به معنی تائیدآنها نیست کپی و انتشار مطالب با ذکرمنبع مجاز است و الا شرعاً حرام است( بجزمطالبی که درمورد حقانیت شیعه و گمراهی وهابیت و اهل سنت است )

مباهله شیعه با وهابیت و اهل سنت ، مولوی ها ماموستا ها اگر جرات دارید تشریف بیارید.دفع شر جن و همزاد باطل السحر قوی و مجرب

گذاشتن لینک های وب دیگران به معنی تائیدآنها نیست کپی و انتشار مطالب با ذکرمنبع مجاز است و الا شرعاً حرام است( بجزمطالبی که درمورد حقانیت شیعه و گمراهی وهابیت و اهل سنت است )

فقط از او نه ز دیوار هم کتک خوردی چهل تن آمده و قتلگاه شد مادر ( اشعار دهه فاطمیه)



ای خدا صبربده درغم بی مادری ام

سخت لبریز شده عاطفه ی دختری ام

مادرم کو که کِشد دست نوازش به سرم

یا مرا هم ببرد یا کند از غم بری ام

خانه داری شده کار من طفل معصوم

نیست ای مادر من تجربه ی مادری ام

زیر بار غم سنگین تو من می میرم

گر تسلی ندهی یا نکنی دلبری ام

فضه فکر من و فکر حسنین است ولی

من غم خانه نشین دارم و ازخود بری ام

تربت مخفی تو هست همه دلخوشی ام

همه آرامشم این است که من کوثری ام

گل بستر نظرم را به خودش جلب کند

تا زیادم نرود زخم تو ای بستری ام

با نگاه در و دیوار شود پایم سست

پشت در زائر قبر پسر آخری ام

کاشکی رنگ در خانه عوض می گردید

من خودم سوخته از این درخاکستری ام

ای خدا شکر که بابا و برادر دارم

وای ازآن دم که سر نیزه کند سروری ام

زیر خورشید سرت محمل بی سایه رود

تابشی کن که نبینند به بی معجری ام

++++++
گرفته باز دلم در هوای تو مادر

به غیر اشک چه ریزم به پای تو مادر

چرا چو شمع نسوزم چرا که از نظرم

نمیرود به خدا ماجرای تو مادر

مدینه بود و سیاهی ، مدینهبود و عزا

مدینه بود و غم و غصه‌های تو مادر

ز کوچه‌های مدینه هنوز می‌شنوم

در آن غروب دوشنبه صدای تو مادر

مرا میانه آن در هزار مرتبه کشت

صدای ناله‌ی مهدی بیای تو مادر

درآن کشاکش خونین کوچه‌ها ای کاش

مرا عدوی تو میزد به جای تو مادر

کنار قبر تو هر شب دعا کنم روزی

بنا شود حرم با صفای تو مادر

به کار بسته‌ام آخر گره گشایی نیست

مگر که کارگر  افتد دعای تو مادر

بیا به خانه که عشقت گناه شد مادر

بیا که شانه‌ی من تکیه‌گاه شد مادر

قباله فدکت بود و شاد میگفتم

پدر بیا و ببین روبراه شد مادر

ولی چه شد چه بگویم جواب بابا را

که راه آمدنت نیمه راه شد مادر

برای آنکه نگریی کنار نامحرم

تو را زدند و جوابت دو آه شد مادر

فقط از او نه ز دیوار هم کتک خوردی

چهل تن آمده و قتلگاه شد مادر

تمام موی حسن شد سپید آنجا و

تمام کاسه چشمت سیاه شد

گمان کنم اثرپشت دست نامرداست

که راه خانه‌ی مااشتباه شد مادر

شکسته‌اند غرور مرا در این کوچه

بیا که شانه‌ی من تکیه‌گاه شد مادر

دوباره روضه کرب و بلا بخوان وبگو

که شعله ور همه خیمه‌گاه شد مادر

برای غارت ناموس دین قسم خوردند

از آن زمان که حرم بی سپاه شد مادر

رباب بود و به سر نیزه علی میگفت

تمام دل خوشی‌ام یک نگاه شد مادر
منبع: http://kanonemaddahan110.blogfa.com 


عکس زیر را برای پروفایل خود درشبکه های اجتماعی قرار بدید




مقتول اگر نمی‌شد، محسن در آستانه *** ما داشتیم از تو، یک شیرخواره مادر


تا قلب من نگشته ازغصّه پاره مادر!
خیز و نوازشم کن با یک اشاره مادر
تـو آفتاب مغرب، مـن ماهپارۀ تـو
بنگر چگونه ریزد چشمم ستاره، مادر!
دردا که بعد جـدّم، کشتنـد مـادرم را
آمد به روی داغم، داغ دوبــاره مـادر
پایت به روی قبله،دستت به روی صورت
داری چرا به گوشت یک گوشواره مادر؟
قلبم درآتش افروخت، یکبار صورتم سوخت
تـا بررخ کبودت، کـردم نظـاره مـادر
وقتی پناه بردی در پشت در، به دیوار
دیـوار بهر ما شـد، دارالزیاره مادر
با داغ توست هـردم، سوز هزار سالم
هر لحظه در عزایت، دارم هزاره مادر
مقتول اگر نمی‌شد، محسن در آستانه
ما داشتیم از تو، یک شیرخواره مادر
با چشم خویش دیدم می‌زد تو را مغیره
گویـی نفس به قلبم می‌شد شراره مادر
باشد که «میثمت» راچشمی کنی کرامت

تـا در مصیبت تو، گرید همـاره مادر

http://kanonemaddahan110.blogfa.com


تصویر زیر  را برای پروفایل خود قرار دهید اجرتان با حضرت زهرا سلام الله علیها



یاد پهلوی مادر گلها خم شده دست بر کمر بزنیم


ای برادر بیا بسر بزنیم

ناله از پرده‌‌ی جگر بزنیم

پیش پرهای سرخ پروانه

تا نفس هست بال و پر بزنیم

لااقل ما به جای مردم شهر

به عیادت رویم و در بزنیم

نفسش در شماره افتاده

سر به بیمار محتضر بزنیم

یاد پهلوی مادر گلها

خم شده دست بر کمر بزنیم

روضه‌های نگفته را گوئیم

ضجه‌ها را بلندتر بزنیم

منبع: http://kanonemaddahan110.blogfa.com


با علی از داستان میخ در چیزی مگو! جان مادر! روگرفتی دست بر پهلو چرا؟


جان مادرچند روزی چهره پوشیدی زمن

ازچه می‌پیچی به خویش و ساکتی، حرفی بزن!

دخترم! ازدردِ مادر بـا پدر چیزی مگو!

با علی از داستان میخ در چیزی مگو!

جان مادر! روگرفتی دست بر پهلو چرا؟

فاش برگو نیست در فرمان تو بازو چرا؟

دخترم! جای غلاف تیغ را تو دیده‌ای

آفرین برتو که حتی ازحسـن پوشیده‌ای

جان مادر! بیشتراز ما چرا گرید حسن؟

اوچه دیده بین کوچه که ندیده چشم من؟

دخترم! ازماجرای کوچه تاهستم نپرس!

زین سخن صرف‌نظرکن ازبرادرهم نپرس!

چشم مادر!پس به من ازچادرخاکی بگو!

ماجرای چـادر خاکی و هتـاکـی بگو!

دخترم!چشمم سیاهی رفته وخوردم زمین

مجتبی دستم گرفت وخانه آوردم؛همین!

جان مادر!گوشواره ازچه برگوش تو نیست؟

اشک می‌ریزی وجزخون‌جگرنوش تو نیست؟

دخترم!یک گوشواره بودبرگوشم، شکست

گریه‌ام بر غربت بابای مظلوم تو هست

جان مادر! پس چرا در نـزد بابا ساکتی

مخفی از اوروزمی‌نالی و شب‌ها ساکتی

دخترم! مخفی‌ست تاروز قیامت درد من

هم زتوهم ازپدرهم ازحسین هم از حسن
http://kanonemaddahan110.blogfa.com

مادرم فاطمه یکبار دگر بیمار است اوخودش گفت که ازقاتل خودبیزار است


مادرم فاطمه یکبار دگر بیمار است

اوخودش گفت که ازقاتل خودبیزار است

رد خونِ به روی پیرهنش ای عالم

یادگاری زنوک میخ درومسمار است

گریه داراست بگویم به شما  لطمه زنان

مادر عالمیان بین در و دیوار است

لطمه زن،گریه بکن چونکه دگرمادر ما

هرشب ازدردکمر،تا به سحر،بیدار است

سینه فاطمه گردید دگرخُرد و خمیر

دنده فاطمه باخاک زمین هموار است

صورت مادرو پهلو و دو تا دستانش

جلوه گاه اثرصحنه هرآزار  است

بگذارید گریزم به رقیه باشد

توببین پای رقیه ز جفا برخار است

دزدشامی شده مبهوت سر  معجرشان

زجرهم درزدن دخت حسین پاکار است

  منبع : http://kanonemaddahan110.blogfa.com

غدیر فراموش شد عاشورا بوجود آمد


#غدیر فراموش شد #عاشورا بوجود آمد


#حتما مطلب رو بخونید و نظر بدید

#روزشمار_عید_غدیر_خم_را_فراموش_نکنیم
#روز اکمال دین و اتمام نعمت

 همه مبلغ غدیر باشیم

#غدیر فراموش شد #عاشورا بوجود آمد
 
أللَّھُمَ؏َـجِّلْ لِوَلیِڪَ ألْفَرَج

سال دهم هجرت که مسلمانان همراه پیامبر اکرم(ص) مراسم حج را به پایان رساندند و آن سال، بعدا «حجة الوداع‏» نام گرفت، پیامبر اکرم(ص) عازم مدینه گردید. فرمان حرکت صادر شد. هنگامى که کاروان به سرزمین «رابغ‏» در سه میلى جحفه که میقات حجاج است، رسید امین وحى در مکانى به نام «غدیرخم‏» فرود آمد. آیه:«یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس‏».نازل شد که اى پیامبر، آنچه از طرف خدا فرستاده شده، به مردم ابلاغ کن. اگر این کار را نکنى، رسالت ‏خود را تکمیل نکرده‏اى و خداوند تو را از گزند مردم حفظ خواهد کرد. سوره مائده، آیه دستور توقف در آن مکان صادر شد. همه مردم ایستادند. وقت ظهر هوا، بشدت گرم بود. پیامبر اکرم(ص) نماز ظهر را با جماعت‏ خواند سپس در حالى که مردم دور او را گرفته بودند، بر روى نقطه بلندى که از جهاز شتران برپا شد، قرار گرفت و با صداى رسا خطبه خواند و سپس فرمود: «مردم نزدیک است من دعوت حق را لبیک گویم و از میان شما بروم من مسؤولم و شما هم مسؤولید».
سپس مطالبى گرانبها بیان کرد و فرمود: «من دو چیز نفیس در میان شما به امانت گذاردم، یکى کتاب خدا و دیگرى عترت و اهل بیت من، این دو هرگز از هم جدا نشوند. مردم بر قرآن و عترت من پیشى نگیرید و در عمل به آنها کوتاهى نورزید که هلاک می‏شوید».
در این هنگام دست على (ع) را گرفت و او را بلند کرد و به همه مردم معرفى نمود، سپس فرمود: «سزاوارتر بر مؤمنان از خود آنان کیست؟ همگى گفتند: خدا و پیامبر او داناترند».
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «خدا، مولاى من و من، مولاى مؤمنانم و من بر آنها از خودشان اولى و سزاوارترم‏».
بعد فرمود: « من کنت مولاه فهذا على مولاه‏ اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و... »
«اى مردم هرکس من مولاى اویم، على مولاى اوست، خداوندا کسانى را که على را دوست دارند، دوست بدار و کسانى که او را دشمن دارند، دشمن دار و...»
سپس فرشته وحى نازل شد و آیه «الیوم اکملت لکم دینکم...» را نازل فرمود و آن روز در تاریخ اسلام جاودانه و حماسه ‏ساز شد.
آرى غدیر، روز حماسه جاوید، روز ولایت، روز امامت، روز وصایت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضایت و صراحت ‏شناخته شد. روز نعمت، روز شکرگزارى، روز پیام رسانى، روز تبریک و تهنیت، روز سرور و شادى و هدیه فرستادن، روز عهد و پیمان است...

منبع: https://www.instagram.com/p/BXtk04-BwDC/


غدیر فراموش شد عاشورا بوجود آمد


#غدیر فراموش شد #عاشورا بوجود آمد


#حتما مطلب رو بخونید و نظر بدید

#روزشمار_عید_غدیر_خم_را_فراموش_نکنیم
#روز اکمال دین و اتمام نعمت

 همه مبلغ غدیر باشیم

#غدیر فراموش شد #عاشورا بوجود آمد
 
أللَّھُمَ؏َـجِّلْ لِوَلیِڪَ ألْفَرَج

سال دهم هجرت که مسلمانان همراه پیامبر اکرم(ص) مراسم حج را به پایان رساندند و آن سال، بعدا «حجة الوداع‏» نام گرفت، پیامبر اکرم(ص) عازم مدینه گردید. فرمان حرکت صادر شد. هنگامى که کاروان به سرزمین «رابغ‏» در سه میلى جحفه که میقات حجاج است، رسید امین وحى در مکانى به نام «غدیرخم‏» فرود آمد. آیه:«یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس‏».نازل شد که اى پیامبر، آنچه از طرف خدا فرستاده شده، به مردم ابلاغ کن. اگر این کار را نکنى، رسالت ‏خود را تکمیل نکرده‏اى و خداوند تو را از گزند مردم حفظ خواهد کرد. سوره مائده، آیه دستور توقف در آن مکان صادر شد. همه مردم ایستادند. وقت ظهر هوا، بشدت گرم بود. پیامبر اکرم(ص) نماز ظهر را با جماعت‏ خواند سپس در حالى که مردم دور او را گرفته بودند، بر روى نقطه بلندى که از جهاز شتران برپا شد، قرار گرفت و با صداى رسا خطبه خواند و سپس فرمود: «مردم نزدیک است من دعوت حق را لبیک گویم و از میان شما بروم من مسؤولم و شما هم مسؤولید».
سپس مطالبى گرانبها بیان کرد و فرمود: «من دو چیز نفیس در میان شما به امانت گذاردم، یکى کتاب خدا و دیگرى عترت و اهل بیت من، این دو هرگز از هم جدا نشوند. مردم بر قرآن و عترت من پیشى نگیرید و در عمل به آنها کوتاهى نورزید که هلاک می‏شوید».
در این هنگام دست على (ع) را گرفت و او را بلند کرد و به همه مردم معرفى نمود، سپس فرمود: «سزاوارتر بر مؤمنان از خود آنان کیست؟ همگى گفتند: خدا و پیامبر او داناترند».
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «خدا، مولاى من و من، مولاى مؤمنانم و من بر آنها از خودشان اولى و سزاوارترم‏».
بعد فرمود: « من کنت مولاه فهذا على مولاه‏ اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و... »
«اى مردم هرکس من مولاى اویم، على مولاى اوست، خداوندا کسانى را که على را دوست دارند، دوست بدار و کسانى که او را دشمن دارند، دشمن دار و...»
سپس فرشته وحى نازل شد و آیه «الیوم اکملت لکم دینکم...» را نازل فرمود و آن روز در تاریخ اسلام جاودانه و حماسه ‏ساز شد.
آرى غدیر، روز حماسه جاوید، روز ولایت، روز امامت، روز وصایت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضایت و صراحت ‏شناخته شد. روز نعمت، روز شکرگزارى، روز پیام رسانى، روز تبریک و تهنیت، روز سرور و شادى و هدیه فرستادن، روز عهد و پیمان است...

منبع: https://www.instagram.com/p/BXtk04-BwDC/