تنها راه نجات از هلاکت در دوران غیبت مولایمان، حضرت صاحب الزّمان علیه السلام
قَالَ
أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ الْعَسْکَرِیِّ علیه السلام: وَ
اللَّهِ لَیَغِیبَنَّ غَیْبَةً لَا یَنْجُو مِنَ الْهَلْکَةِ فِیهَا إِلاّ
مَنْ ثَبَّتَهُ اللَّهُ عَلَى الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِمْ، وَ وَفَّقَهُ
لِلدُّعَاءِ بِتَعْجِیلِ الْفَرَج. (إعلام الوری، ص439)
حضرت عسکری
علیه السلام فرمود: به خدا قسم! فرزندم مهدی، غیبتی خواهد داشت که کسی از
هلاکت در آن نجات نمی یابد مگر کسی که خداوند وی را بر اعتقاد به امامت اهل
بیت علیهم السلام پایدار سازد و بر دعای بر تعجیل فرج توفیق دهد.
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
در سرداب مطهّر به مولایمان صاحب الزمان علیه السلام بگویید: تا نگیریم، نمی رویم
مرحوم آیت الله تولاّیی خراسانی در سخنرانی خود در مسجد سیّد عزیزالله تهران در ماه رمضان 1396 قمری می فرمود:
الحمدلله
راه کربلا باز شده است، و برکات هم به ایران نازل شده است. زیرا هرکس به
کربلا برود و برگردد، با برکت زیادی برخواهد گشت. وقتی عتبات می روید،
البته و البته و البته سامرا بروید، به یک صبح و عصر هم قناعت نکنید. تا
مقداری که ممکن است زیادتر سامرا بمانید، و در سرداب مطهّر زیاد مشرّف
شوید. صبح بروید، ظهر بروید، عصر بروید، تا وقتیکه در سرداب باز است
بروید. به آن گداهای آنجا هم چیزی بدهید، اخ و اوخ نکنید! ریش به پلاس در
سرداب بمالید، هرچه می خواهید بخواهید. آنجا محل دعای حضرت بوده و هست.
همین الان هم ایشان تشریف می برد. این حرف هایی که می گویم روی بخار
معده نیست، این را بدانید، از روی کتاب هم از حفظ نکرده ام. زیاد سرداب
بروید، زیاد به حضرت التماس کنید، ریش به پلاسش بمالید، بگویید تا نگیریم
نمی رویم.
من آن گدا سمج مبرم کنایه نفهمم
که رفتنم ز سرکویت اعتبار ندارد
باید
بگیرید. بگیر، همانطوری که از بابایت می گیری. دارم یادتان می دهم.
آهای آنهایی که دائم از من می پرسید، دارم یادتان می دهم. بگیرید،
همانطور که از بابای خودتان با کمال پر رویی می گیرید. با هزار جور
شیطنت، با هزار جور کارهای خلافی که بابای خودتان می رنجد، امّا مع ذلک
باز هم می گویی: بابا یا الله! مدرسهها باز شده، پول بده باید کتاب بخرم.
تو را فحش هم میدهد، می گوید: برو کنار، امّا در عین حال پولت هم می
دهد، فهمیدی چی گفتم؟ پولت هم می دهد. امام زمان از بابا مهربانتر است،
از بابا نزدیک تر است، از بابا آقاتر است، آقا است امام زمان. اگر وقت می
بود من یک روز در آقایی و بزرگواری و بزرگ منشی او صحبت میکردم، نصف
جمعیت به گریه می افتادند. خیلی آقاست، خیلی آقاست. صحبت یک شاهی و سنّار
نیست، ایشان خیلی بر شما مهربان است، به همین شما، به همین کور و کچلها،
به همین فاسقها، من هم خودم در راًس فساق هستم. چرا؟ چون
یکی از وعاظ میگفت در زاهدان منبر میرفتم یه شب یکیاز مسئولین امنیتی استان اومد دیدنم گفت میخوام یه مقدار فیلم بهتون نشون بدم . بعد نشون داد فیلمی از مجالس عید الزهرا در اصفهان که یکی از روحانیون روی منبر فحش و لعن هایی به دشمنان اهل بیت میده و حضار هم تشویق میکنندو همراهی میکنند بعدازلعن ها او میگن بی شمار.
فیلم دوم نشون داد 12 نفر دست بسته جلوی یک تلویزیون هستند داره همون فیلم اول را میبییند پرسیدم اینا کی هستند کجان گفت اینا شیعیان پاکستان هستند که وهابی ها اسیرشون کردند و این فیلم جشن و لعن را بهشون دارن نشون میده و بعد بهشون میگن به جرم لعنهایی که تو اون جشن شده ما شما را سَر می بریم و بعد هر 12 نفر را سر بریدن!!!
+++
میگفت تو سوریه یه تعداد از مدافعان حرم کهازایران رفتند را قرار شد ببرن به منطقهدرگیری سوار اتبوس میشن راننده اونها را میبره تو دل داعشی ها یه طوری که متوجه نشن یه دفع میبینند محاصر شدن اونجامیفهمند که راننده جاسوس داعشی بوده به داعشی ها خبر داد اونا هم اینطوری یه اتبوس از مدافعان را اسیر کردن . بعد یکی از همین نیروهای مدفع میگفت ما رابردن تو یه اتاق دستهامون را بستن و فیلم یکی از این مجالس عید الزهرا را برامون گذاشتن مال ایران بود توش دائم فحش و لعن به دشمنان 14 معصوم صلوات الله علیهم میدادن . میگفت بعداز مدتی شروع کردن به کتک زدن ما میگفت یکیشون با لگد کوبید پشت سرم و گردنم بعد که بهوش اومدم دیدم گردن به پائین فلج شدم!!! درست یادم نیست بقیه شون چطور شدن گویا فقط 2 نفر زنده موندن و بقیه را سر بریده بودن
+++
تو همین ایران خودمون یه خانمی که شوهرش نیروی مرزبانی هست میگفت هر موقع شوهرم میره مرز من هر روز براش صدقه میدم چون شوهرم میگفت روزی نیست که تو مرزهای ما یه شیعه را سر نبرن!!!
حالا میفهمید چرا علمامیگن علنی و در مجالس عمومی لعن به دشمناناهلبیت نکنید حتی یکی از وعاظ میگفت مراجع تقلید هم فتوادادن تو مجالس خصوصی و کوچیک هم لعن نکنید چون ممکن فیلم یا صدای اون مجالس را بردارند بعد اینطور ی از شیعیان انتقام بگیرن . میخواید لعن کنید خانوادگی یا با فامیلهای نزدیک ومورد اعتماد مجلس بگیرید لعن کنید فحش بدید اما مواظبت کامل کنیدفیلم و صدای مجلس ضبط نشه. حتما لازم نیست نام دشمنان و خبیثان را ببرید و لعن کنید میتونید لعن کنید دسته جمعی بگید : بر دشمن مرتضی علی لعنت. بر قاتلین و ظالمین به اهل بیت لعنت میتونید لعن زیارت عاشورا را بخونید . راستی چرا توزیارت عاشورا اومد اللهم العن اول ظالم ظلم ... بعد لعن شده ثانی و ثالث و رابع؟ چرا اسم این 4 نفر را نیاوردند ؟؟ برای حفظ جان شیعه بوده که امام تو زیارت اسم این ملاعین را نیاوردند چون با علم امامت میدونستند ومیدیدند این اوضاع و جنایات دشمنان در حق شیعه را .برای همین تقیه میکردند تا جان شیعیان حفظ بشه ایا تبری ما و بغض ما به دشمنان بیشتر از اهل بیت هست؟ ایا ما نباید تقیه کنیم نباید از ائمه تبعیت کنیم ؟ علمامیگن کسانی که آشکارا لعن میکنند ( خصوص تو مجالسی که فیلم برداری میشه یا تو شبکه های ماهواره ای شیعیان انگلیسی) شریک هستند در گناه این وهابیونی که شیعیان را میکشند. حدیث داریم اگر شما تو مشرق زمین کاری بکنید که یک شیعه در مغرب زمین کشته بشه شماهم در گناه قتل شریک هستید.
لعن کردن نشانه محبت به اهل بیت است علامت شیعه واقعی هست و اگر ذره ای از محبت قاتلین اهلبیت در دل کسی باشه و یا شک کنه در کفر اونها یا از لعن کردن به اونها دوری کنه او خودش کافر و ملعون است طبق 2 حدیث از امام صادق صلوات الله علیه که مضمونش اینه: هر کسی که در کفرآن دو نفرشک داشته باشه یا ذره ای از محبت انها در دل او باشد کافر است!!! پس لعن بکنید حسابی و خیلی زیاد اما تو مجالس خصوصی که مطمئنید فیلم و صوت شما منتقل نمیشه . و توصیه میکنیم به اون کسانی که خیلی تبری اونها زیاده و ما را کافر میدونن و معتقدند لعن باید اشکارو علنی باشه چرا تو شهر خودتون اینکار میکنید خب برید تو اون مناطقی که مخالفین هستند تو ایران. برید تو جمع اونها اشکارا لعن کنید . اون علمائی که تو قم جای گرمو نرم و درامنیت کامل هستندو بعضا محافظ دارن چندتا و تشویق میکنند به لعن اشکار اگر خودشون خیلی قبول دارن حرف خودشون را و خود را شیعه واقعی میدونند چرا فقط تو شهر خودشون و تو شبکه های ماهواره ای شون اینکار میکنند چرا دیگران را تشویق میکنند.خب یه بار هم بدون محافظ برن تو مناطق لعن کنند اشکار اگر راست میگن و حق با اونهاست.
اما مراسم جشن تاج گذاری و امامت امام زمان: روز 5 شنبه در استانهای مختلف اجتماعات و مجالسی برپا میشه به این مناسب حتما شرکت کنید و برای تعجیل در فرج امام زمان صلوات الله علیه دعا کنید در اصفهان خیابان چهارباغ عباسی ساعت 3 بعداز ظهر تو خیابون ،مجلس جشن برگزار میشه و سخنرانی و مداحی هست حتماشرکت کنید. اگر شما هم تو شهرتون برنامه جشنی سراغ دارید تو نظرات بنویسد
شهادت امام عسکری علیه السلام را به امام زمان صلوات الله علیه و همه شما محبان آن حضرت تسلیت میگم:
امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ه در سن 28 سالگی به دست معتمد عباسی به شهادت رسید.
(ارشاد:
ج 2، ص 336. کشف الغمة: ج 2، ص 402. مستجاد: ص 226. اقبال: ص 598. فیض
العلام: ص 207. زاد المعاد: ص 334. کافی: ج 2، ص 561. مصباح کفعمی: ج 2، ص
596. بحار الانوار: ج 95، ص 356 355، ج 50، ص 334)
معتمد به عباسیین سفارش میکرد که بر آن حضرت تنگ بگیرند.
(قلائد النحور: ج رجب، ص 144)
صدوق میفرماید: معتمد چندین مرتبه امام عسکری علیه السلام را حبس کرد.
22
ساله بودند که امام هادی علیه السلام به شهادت رسیدند، و مدت امامت آن
حضرت شش سال بود. در شبی که فردای آن روز به شهادت رسیدند نامههای زیادی
به مردم مدینه نوشته بودند.
(بحار الانوار: ج 5، ص 331)
هنگام نماز صبح، بعد از آنکه امام عصر علیه السلام آن حضرت را وضو دادند و جوشاندهای به حضرتش دادند، به شهادت رسیدند.
(غیبت طوسی: ص 164. زاد المعاد: ص 334. کمال الدین: ص 473)
وقتی
مردم سامرا با خبر شدند، همه بازارها بسته شد و مردم کنار منزل آن حضرت
جمع شدند. وزراء و اتباع خلیفه و بنی هاشم و علویات داخل منزل بودند. در
سامرا صدای شیون و گریه از هر سو به گوش میرسید و قیامتی بر پا شده بود.
امام
زمان علیه السلام آن حضرت را غسل داده بعد از کفن آن حضرت بدن مطهر را جهت
نماز آوردند. جعفر برادر حضرت جلو آمد که بر بدن مبارک نماز بخواند. همین
که خواست تکبیر بگوید امام زمان علیه السلام در حالی که طفلی گندمگون،
پیچیده موی، گشاده دندان مانند پاره ماه بود از حرم بیرون آمد و ردای جعفر
را کشید و او را از آن مکان دور کرد و بر پدر بزرگوارش نماز خواند، و آن
حضرت را نزد قبر پدر بزرگوارش حضرت هادی علیهالسلام دفن نمودند.
(فیض العلام: ص 209)
جعفر این واقعه را برای معتمد نقل کرد. همه جا را در جستجوی حضرت گشتند، ولی اثری از آن حضرت ندیدند.
در
سال شهادت امام عسکری علیه السلام سال 260 ه محدث جلیل جناب فضل بن شاذان
نیشابوری از دنیا رحلت فرمود. او صاحب 180 تألیف است و امام عسکری علیه
السلام سه بار بر او رحمت فرستادهاند.
(قلائد النحور: ج رجب، ص 144 143. تتمة المنتهی: ص 350 - 351) تقویم شیعه
+++
معجزه ای از امام حسن عسکری صلوات الله علیه:
ابوهاشم گوید:
روزى #امام_حسن_عسکرى علیهالسلام سوار مرکب شده به سمت صحرا روانه شد؛ من
نیز سوار مرکبم شدم و همراه ایشان به راه افتادم.
در مسیر راه،
هنگامى که ایشان جلو مىرفت و من پشت سرشان بودم، ناگهان فکر قرضى که بر
عهده داشتم و موعد بازگرداندنش نزدیک شده بود، به ذهنم خطور کرد و فکر
مىکردم از چه راهى قرضم را ادا کنم؟
ناگاه امام عسکرى علیهالسلام
فرمود: ابوهاشم! «الله یقضی»؛ خدا دینت را ادا میکند؛ سپس خم شد و با
تازیانه روى زمین خطى کشید و فرمود: پیاده شو، بردار و مخفى نما؛ من نگاه
کردم، دیدم یک قطعه شمش طلای ناب است.
اینها عقل را مبهوت میکند؛ به نظر اینجور خاک را منقلب میکند!!
مقدارى از مسیر که رفتیم، دوباره به فکر فرو رفتم و با خود گفتم: این برای ادای دینم؛ اما برای زندگی چه کنم؟
حضرت دوباره رو به من نموده و سپس مانند قبل، روى زمین خطى کشید و فرمود:
پیاده شو، بردار و مخفى نما؛ هنگامى که پیاده شدم، دیدم شمشى از نقره است،
آن را مخفى نمودم.
با هم بقیه مسیر را پیمودیم و حضرت به خانهاش رفت و من نیز به سمت خانهام روانه شدم.
هنگامى
که به منزل رسیدم، مشغول
با سلام امروز سالروز وفات حضرت سکینه صلوات اللله علیها ست همچنین طبق اقوال مختلف تاریخی هفته اول ربیع الاول مصادف است با هجوم عمربن الخطاب به دستور ابوبکر اولین غاصب خلافت امیرالمومنین صلوات الله علیه است در این پست کتابی با نام روز هجوم که به بررسی تواریخ مختلف درموردهجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها و کتک خوردن حضرت و همسرشان و سقط شدن محسن بن علی علیه السلام پرداخته حتما مطالعه کنید .از این جا میتونید دانلود کنید و سایر کتب نویسنده محترم را بخونید .
قنفذ مغیره غلاف شمشیر تازیانه +هیزم +آتش+حمله+لگد
با سلام . برای خیلی ها مبحث منتظر و انتظار امام زمان داشتن یه مقدار مبهم هست در زیر بصورت خلاصه براتون مطلب گذاشتم
مطلب زیر از کتاب مختصر و مفید : چشم روشنی منتظران است نویسنده آن همان مولف شهید شده به دست بهائیان که کتاب مهم و فوق العاده مفید و زیبای مکیال المکارم فی فوائد الدعا للقائم را نوشته مطالبی که در ادامه میاد در کتاب مکیال مفصل نوشته شده:
مقصد سوم در بیان معنای انتظار و مقدار واجب از آن است که به نحو اختصار ذکر می کنیم.
بدان که اصل انتظار، امری قلبی است که امور و اعمال ظاهری و بدنی فراوانی از آن ظاهر می شود و بر حسب تفاوت درجات انتظار، آن اعمال نیز متفاوت می باشد.
امّا اینکه مقدار واجب انتظار قلبی برای ظهور آن بزرگوار چقدر است، آنچه از اخبار و روایات ظاهر می شود این است که مؤمن باید یقین داشته باشد به اینکه:
حضرت قائم - عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف - که امام دوازدهم است و فرزند بدون واسطه حضرت امام حسن عسکری علیه السلام است، از روزی که متولد شده، تاکنون زنده است و با همین بدن عنصری باقی است و در همین عالم است و نمرده است و نخواهد مُرد تا اینکه با
ص:34
_______
همین بدن عنصری ظاهر شود و در همین عالم نیز سلطنت و حکومت کند و عالم را پر از عدل نماید و دین اسلام را در تمام عالم رواج دهد. ظهور او وقت معینی ندارد که کسی بداند؛ بلکه احتمال دارد در همین سال واقع شود و احتمال دارد سال های بسیار دیگری تأخیر بیفتد.
مؤمن باید در هیچ حالی از حال ها، و هیچ سالی از سال ها، از ظهور آن جناب ناامید نباشد، بلکه باید همیشه اوقات و تمامی سال ها، امیدوار به ظهور سراسر سرور آن بزرگوار باشد.
پس اینکه بعضی از نادان ها، از روی حدس و گمان و خیال، می گویند: امام زمان علیه السلام به این زودی ظاهر نمی شود، یا تا صد سال دیگر هم ظهور نمی کند، خطا و اشتباه است و برخلاف دستوراتی است که از ائمه اطهارعلیهم السلام نقل شده است؛ بلکه در اخبار زیادی تصریح فرموده اند که ظهور آن حضرت، ناگهانی (بغتهً) واقع می شود(1) و علامات حتمی ظهور؛ مثل خروج سفیانی و صیحه آسمانی و قتل
ص:35
1- 49. در برخی روایات آمده است که امر ظهور امام زمان علیه السلام همانند وقوع قیامت، ناگهانی است و کسی جز خداوند متعال از آن آگاه نیست؛ از جمله در بحارالانوار، ج 52، ص 298. و در برخی روایات دیگر این طور بیان شده که خداوند امر ظهور امام زمان علیه السلام را یک شبه اصلاح می فرماید. بحارالانوار، ج 13، ص 42؛ منتخب الانوار، ص 66؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج 1، ص 152؛ کشف الغمه، ج 2، ص 505؛ غیبت نعمانی، ص 282؛ بحارالانوار، ج 51، ص 156.
____
نفس زکیه؛(1) نیز همه در یک سال نزدیک به هم واقع می شود؛ چنان که به طور مشروح و با شواهد دیگر در کتاب «مکیال المکارم» ذکر نموده ام.(2)
پس ممکن است که ظهور در همین سال واقع شود و نیز ممکن است سال های بسیار دیگری هم به تأخیر افتد؛ ولی مؤمن نباید هیچ وقت ناامید باشد.
همچنین این نیز خطا و اشتباه است که کسی به طور قطع و یقین حکم کند که ظهور در فلان وقت یا فلان سال واقع می شود؛ بلکه در روایات فراوان و معتبری امر فرموده اند که هر کس برای ظهور حضرت قائم - عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف - وقت تعیین نماید را تکذیب نمایید؛(3) زیرا علم به آن مخصوص خداوند عالمیان است.
ص:36
1- 50. بحارالانوار»، ج 52، ص 219؛ «الارشاد»، ج 2، ص 368؛ «روضه الواعظین»، ج 2، ص 292؛ «الصراط المستقیم»، ج 2، ص 248؛ «کشف الغمه»، ج 2، ص 457.
2- 51. مکیال المکارم»، ج 2 و باب {8} امر 21. الواحد و العشرون.
3- 52. غیبت طوسی»، ص 426؛ «بحارالانوار»، ج 52، ص 103؛ «کافی»، ج 1، ص 368؛ «غیبت نعمانی»، ص 289.
_____
انتظار و رابطه آن با اعمال
امّا مقدار واجب از انتظار بدنی که از انتظار قلبی متجلّی می شود، این است که مؤمن باید از معاصی و گناهان اجتناب نماید، و صفات بد را از خود دور نماید و خود را به صفات خوب و نیکو متصف کند تا اینکه اگر زمان ظهور آن حضرت را درک نمود مورد مرحمت و احسان آن جناب باشد و آن حضرت از او خشنود باشند، نه اینکه دل آزرده باشند؛ چنان که در روایتی ابوبصیر از حضرت صادق علیه السلام نقل کرده که ایشان فرمودند:
«هر کسی دوست دارد که از اصحاب حضرت قائم علیه السلام باشد باید انتظار ظهور آن حضرت را داشته باشد و عمل او بر طبق ورع و پرهیزکاری باشد و خود را به صفات خوب و اخلاق پسندیده متصف و آراسته نماید، در حالی که منتظر ظهور آن حضرت است. پس چنین کسی اگر از دنیا برود و ظهور حضرت قائم علیه السلام بعد از او واقع شود، ثواب کسی را دارد که فیض حضور آن جناب را درک نموده باشد و از
ص:37
____
یاران و اصحاب او باشد. پس در طاعت و پرهیزکاری سعی کنید و منتظر ظهور امام قائم علیه السلام باشید».(1)
در کتاب بحارالانوار(2) و احتجاج(3) توقیعی از امام زمان علیه السلام نقل شده که می فرماید: «باید هر یک از شما کاری بکند و نوعی رفتار نماید که به محبّت ما نزدیک شود و احتراز و پرهیز نماید از عملی که او را به غضب ما نزدیک می کند...».(4)
انتظار قلبی کامل
امّا انتظار قلبی کامل، به این حاصل می شود که شخص مؤمن، در هیچ حالی از حالات، و هیچ وقتی از اوقات، و هیچ مکانی از مکان ها، از یاد امامش و انتظار قدوم مبارکش خالی و فارغ نباشد؛ بلکه اگر در مجالس و محافل مردم هم حاضر می شود و با اهل عالم گفتگو می کند، قلبش پیش امام علیه السلام باشد و به انتظار او و خیال او و شوق وصال او باشد؛ مثل شخصی که فقط یک فرزند داشته باشد و آن یک نفر هم دارای تمام کمالات و صفات خوب باشد که از وی انواع و اقسام
ص:38
1- 53. بحارالانوار»، ج 52، ص 140؛ «غیبت نعمانی»، ص 200.
2- 54. بحارالانوار»، ج 53، ص 174.
3- 55. احتجاج»، ج 2، ص 495.
4- 56. متن عربی حدیث چنین است: «فیعمل کل امرء منکم ما یقرب به من محبتنا و لیتجنّب ما یدنیه من کراهیتنا و سخطنا...».
+++
فایده ها و منافع را بهره ببرد، چنین فرزندی اگر به سفر رفته باشد و پدر نیز از جا و منزل او خبر نداشته باشد، آیا تصور می شود که این پدر حتی یک ساعت هم از خیال فرزند بیرون برود، یا آنکه پدر از جستجوی او غافل بماند؟! هرگز؛ بلکه تمام شب و روز و در همه ساعات، حالات، حرکات و سکنات، محبوب او پیش نظر او ممثّل و مجسّم است؛ چنان که شاعر می گوید:
ای غایب از دو دیده چنان در دل منی
کز لب گشودنت به من آواز می رسد
اگر محبّت مؤمن به امام زمان علیه السلام به این درجه رسید، ایمانش کامل می شود؛ چنان که در حدیث نبوی که کتاب دارالسلام(1) و غیر آن روایت کرده اند، رسول خداصلی الله علیه وآله فرمودند: «ایمان مؤمن کامل نمی شود؛ مگر وقتی که من در نزد او از خودش عزیزتر باشم و اولاد من در نزد او از فرزندان خودش عزیزتر باشند، و اهل بیت من نزد او از خانواده خودش عزیزتر باشند و امور مربوط به من نزد او مهم تر از امور مربوط به خودش باشد».(2)
و همین که انتظار قلبی به این درجه از کمال رسید، آثار ظاهری آن هم به درجه کمال می رسد.
ص:39
1- 57. کتاب «دارالسلام» تألیف مرحوم خاتم المحدثین الحاج میرزا حسین نوری رحمه الله استاد مرحوم شیخ عباس قمی رحمه الله است.
2- 58. امالی» شیخ طوسی، ص 416؛ «امالی» شیخ صدوق، ص 334؛ «فلاح السائل»، ص 101؛ «بحارالانوار»، ج 17، ص 13؛ «علل الشرایع»، ج 1، ص 140.
_____
آثار و نشانه های درجه کامل انتظار
بحث خاتمه در بیان علامات و آثار درجه کامل انتظار است که به نحو اختصار ذکر می شود و آن دوازده اثر و نشانه است:
اوّل: اولین نشانه درجه کامل انتظار این است که شخص منتظر در زمان فراق محبوب خود، دائماً محزون و غمگین است؛ چنان که از حضرت رضاعلیه السلام در توصیف حال مؤمنان در زمان غایب بودن امام زمان علیه السلام روایت شده است.
برای مغموم بودن مؤمن در زمان غیبت، جهات و دلایل دیگری نیز موجود است؛ مثل ضعف اهل اسلام؛ غلبه معاندان، مخفی بودن احکام واقعی، خارج بودن حکومت ظاهری از دست امام زمان علیه السلام و غیر اینها که با ظهور آن حضرت - عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف - تمام آنها رفع می شود، ان شاء اللَّه.
دوم: گریان بودن در انتظار آن حضرت؛ چنان که از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است.(1)
ص:40
1- 59. بحارالانوار»، ج 51، ص 219؛ «غیبت شیخ طوسی»، ص 167؛ «کمال الدین -- و تمام النعمه»، ج 2، ص 352؛ «منتخب الانوار»، ص 179: - یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام نقل می کند: با چند نفر از اصحاب به محضر آن حضرت رسیدیم، دیدیم ایشان روی خاک نشسته، همانند مادر فرزند مرده و با صدای حزینی گریه می کند و اشک از دیدگانش جاری است و می فرماید: ای آقای من! غیبت تو خواب را از من گرفته، رختخواب را بر من تنگ نموده و راحت و استراحت دلم را اسیر کرده است. ای مولای من! غیبت تو مصیبت من را ابدی کرده و فقدان یکی پس از دیگری، اجتماع را زایل نموده است ... .
______
سوم: همیشه به یاد آن حضرت بودن و لحظه ای خود را از ذکر و فکر او فارغ نگذاشتن.
چهارم: از اهل دنیا کناره گیری کردن و ترک معاشرت با آنان نمودن؛ مگر به مقدار حاجت و ضرورت.
پنجم: در اکثر اوقات؛ مخصوصاً آنگاه که احتمال اجابت دعا بیشتر است برای آن جناب دعا کردن و فرج و ظورش را از خداوند طلب نمودن.
ششم: ترغیب و تشویق مؤمنان و تقاضا از آنان برای دعا کردن به آن حضرت؛ زیرا که شخص منتظر حقیقی، به هر وسیله ای که احتمال نزدیک شدن وصال محبوب خود را بدهد، مشتاقانه در تحصیل آن کوشش و اقدام می نماید.
هفتم: هرچه غایب بودن امام طولانی تر می شود، شوق شخص منتظر، شدیدتر و زیادتر می شود.
ص:41
_____
هشتم: منتظر حقیقی، در زمان انتظار محبوب خود، بر سختی ها صبر می نماید و آنها را در کنار این امر بزرگ، سهل و سبک می شمارد.
در کتاب خرایج(1) از حضرت رسول صلی الله علیه وآله روایت است که به اصحاب خود فرمودند: «بعد از شما گروهی می آیند که هر یک نفر از آنها، پاداش و ثوابش معادل ثواب پنجاه نفر از شماست».
گفتند: ای رسول خدا! در جنگ بدر و احد(2) ما همراه شما بودیم. قرآن هم از ما تعریف نموده است. (پس چطور؟)
حضرت فرمود: «شما به سختی ها و مشکلاتی که آنها مبتلا می شوند، دچار نشده اید و به اندازه ای که آنان صبر می کنند، صبر ننموده اید».(3)
مؤلف گوید: برای مؤمن واقعی، هیچ سختی و بلایی، از دوری و فراق و غیبت امام او بزرگ تر نیست. به همین جهت است که مؤمنان این زمان نسبت به مؤمنان زمان های گذشته برتری دارند.
ص:42
1- 60. الخرایج و الجرائح»، {تألیف قطب الدین راوندی، فقیه و محدث و مفسر بزرگ متوفی 573 ه .ق که مزار شریفش در صحن بزرگ حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام می باشد} ج 3، ص 1149.
2- 61. جنگ و یا غزوه بدر و احد اولین جنگ های مسلمانان صدر اسلام است که سپاه اسلام با کمی نیرو و ادوات جنگی در مقابل سپاه مشرکان و کافران ایستادگی کردند. رزمندگان این دو جنگ دارای ایمان و شجاعت زیادی بودند که پس از آن معیار و ملاک سنجش دیگر مسلمانان قرار می گرفتند.
3- 62. منتخب الانوار»، ص 25؛ «غیبت طوسی»، ص 456؛ «الخرایج»، ج 3، ص 1149؛ «بحارالانوار»، ج 52، ص 130.
_____
نهم: زمانی که شخص منتظر به حدّ کمال خود برسد، سختی ها و مشکلات زمان(1) انتظار که بر او وارد می شود، آسان شده و از آنها لذّت می برد و به سبب شوق وصال و لقای محبوب، آن دردها و رنج ها را احساس نمی کند.
لذّت دیوانگی در سنگ طفلان خوردن است
حیف از آن اوقات مجنون را که در هامون گذشت
دهم: آنگاه که انتظار و مقام محبّت، شدید شود، خواب و خوراک شخص منتظر کم می شود، حتی کار به جایی می رسد که به هیچ چیز دیگری توجّه و التفات نمی کند و از خود بی خود می شود؛ چنان که برای امامان معصوم علیهم السلام این حالات در هنگام نماز اتفاق می افتاد.(2)
یازدهم: با کامل شدن انتظار، شخص منتظر از هیچ یک از امور دنیا لذّت نخواهد برد، بلکه لذّت او تنها در ذکر محبوب و معشوق خود خلاصه و منحصر می شود.
شیخ سعدی می گوید:
گر مرا هیچ نباشد، نه به دنیا، نه به عقبی
چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید
ص:43
1- 63. چنان که در انتهای مقصد اول حدیث آن را نقل نمودیم.
2- 64. از جمله آنچه که از همه معروف تر است، کشیدن تیر از پای زخمی امیرالمؤمنین علیه السلام است در حال نماز، که از شدت درد نتوانستند در غیر نماز آن را بیرون آورند... .
_____
هرکدام از این موارد نیاز به توضیح بیشتری دارد؛ لکن با اختصار این کتاب سازگار نیست.
دوازدهم: یکی دیگر از علامات انتظار، آمادگی برای ورود محبوب است که آمادگی و مهیا بودن برای ظهور حضرت صاحب الامرعلیه السلام نیز دارای نشانه هایی است.
1 - عزم حقیقی بر یاری و پیروی از آن جناب،
2 - آراستگی به صفات نیکو و نیز دور شدن از صفات زشت و آنچه که او نمی پسندد.
شاعر می گوید:
آینه شو جمال پری طلعتان طلب
جاروب کن تو خانه و پس میهمان طلب
3 - مواظبت در انجام کامل طاعات و عبادات واجب و مستحب و نیز ترک محرمات و مکروهات شرعی؛
4 - مهیّا نمودن اسلحه مورد نیاز؛
5 - مرابطه و پاسداری، آن گونه که در کتاب «وظیفه الانام» ذکر نموده ام؛
ص:44
_____
6 - مواظبت در خواندن دعای عهد کوچک و بزرگ که در کتاب وظیفه الانام(1) نقل نموده ام و در کتاب زادالمعاد(2) نیز ذکر شده است.
پایان کتاب نورالابصار فی فضیله الانتظار
ص:45
1- 65. که ابتدای آن دعای شریف این است: اَللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِیمِ ... - «مصباح المتهجد»، شیخ طوسی، ص 227؛ «اقبال الاعمال»، سیّد بن طاووس، ص 239؛ «بحارالانوار»، ج 83، ص 285، مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.
2- 66. زاد المعاد» تألیف مرحوم علامه محمّد باقر مجلسی.
_____
کتاب فوق (چشم روشنی منتظران ) را میتونید بطور کامل از اینجا دانلود کنید و بخونید
انتشار این مطلب به هر شکل (حتی بدون ذکر منبع) بلا مانع و باعث خشنودی امام زمان صلوات الله میباشد
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: إ نَّ اءعْجَزَ النّاسِ مَنْ عَجَزَعَنِ الدُّعاءِ، وَ إ نَّ اءبْخَلَ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ . - امالی طوسی ج 1 ص 87
ترجمه: - فرمود: عاجز و ناتوان ترین افراد کسی است که از دعا و مناجات با خداوند ناتوان و محروم باشد، و بخیل ترین اشخاص کسی خواهد بود که از سلام کردن خودداری نماید.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: ثَلاثَةٌ مِنَ الذُّنُوبِ تُعَجَّلُ عُقُوبَتُها وَ لا تُؤَخَّرُ إ لی الاخِرَةِ: عُقُوقُ الْوالِدَینِ، وَ الْبَغْی عَلَی النّاسِ، وَ کُفْرُ الاْ حْسانِ . امالی طوسی ج 1 ص 13
فرمود: عقاب و مجازات سه دسته از گناهان زودرس می باشد و به قیامت کشانده نمی شود: ایجاد ناراحتی برای پدر و مادر، ظلم در حقّ مردم، ناسپاسی در مقابل کارهای نیک دیگران.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: ثَلاثَةٌ اءخافُهُنَّ عَلی اُمتَّی: الضَّلالَةُ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ، وَ مُضِلاّتُ الْفِتَنِ، وَ شَهْوَةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ . امالی طوسی ج 1 ص 158
فرمود: سه چیز است که از آن ها برای امّت خود احساس خطر می کنم:
1- گمراهی، بعد از آن که هدایت و معرفت پیدا کرده باشند. 2- فتنه و آشوبهای گماره کننده. 3- تمایلات و شهوات شکم و اندام تناسلی.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: مَنْ مَشی إ لی مَسْجِدٍ مِنْ مَساجِدِاللّهِ، فَلَهُ بِکُّلِ خُطْوَةٍ خَطاها حَتّی یرْجِعَ إ لی مَنْزِلِهِ، عَشْرُ حَسَناتٍ، وَ مَحی عَنْهُ عَشْرُ سَیئاتٍ، وَ رَفَعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجاتٍ . - عقاب الاعمال ص 343
فرمود: هر کس قدمی به سوی یکی از مساجد خداوند بردارد، برای هر قدم ثواب ده حسنه می باشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزش هایش پاک می شود، همچنین در پیشگاه خداوند ده درجه ترفیع می یابد.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: اَوْ صانی رَبّی بِتِسْع: اَوْ صانی بِالاْ خْلاصِ فِی السِّرِّ وَالْعَلانِیةِ، وَ الْعَدْلِ فِی الرِّضا وَ الْغَضَبِ، وَ الْقَصْدِ فِی الْفَقْرِ وَ الْغِنی، وَ اَنْ اءعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنی، وَ اءعطِی مَنْ حَرَمَنی، وَ اءصِلَ مَنْ قَطَعَنی، وَ اَنْ یکُونَ صُمْتی فِکْراً، وَ مَنْطِقی ذِکْراً، وَ نَظَری عِبْراً . - اءعیان الشیعه ج 1 ص 300
پیامبر گرامی فرمود خداوند مرا به به نه خصلت سفارش فرمود:
1) اخلاص در آشکار و پنهان - 2) دادگری در خوشنودی و خشم 3) میانه روی در زمان فقر وثروت ،
4) بخشیدن کسی که در حقّ من ستم روا داشته است 5) کمک به کسی که مرا محروم گردانده،
6) دیدار خویشاوندانی که با من قطع رابطه نموده اند 7) و این که سکوت وخاموشیم اندیشه8) و سخنم، ذکر و یادآوری خداوند 9) و نگاهم عبرت و پند باشد.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: سادَةُ النّاسِ فِی الدُّنْیا الا سْخِیاء، سادَةُ النّاسِ فِی الاخِرَةِ الاْ تْقِیاء. . - ا عیان الشیعه ج 1 ص 302
فرمود: سرور و سید مردم در دنیا افراد سخاوتمند خواهند بود، وسید و سرور انسان ها در قیامت پرهیزکاران می باشند.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: مَنْ وَقَّرَ ذا شَیبَةٍ فِی الاْ سْلامِ اءمَّنَهُ اللّهُ مِنْ فَزَعِ یوْمِ الْقِیامَةِ . - کافی ج 2 ص 658
فرمود: هر کس بزرگسال مسلمانی را گرامی دارد و احترام نماید، خداوند او را در قیامت از سختی ها و مشکلات در اءمان می دارد
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: اَلْمَرْءُ عَلی دینِ خَلیلِهِ، فَلْینْظُر اءحَدُکُمْ مَنْ یخالِطُ- امالی طوسی ج 2 ص 132
فرمود: انسان بر روش و اخلاق دوستش پرورش می یابد و شناخته می شود، پس متوجّه باشید با چه کسی دوست و همنشین می باشید.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: حَسِّنُوا اءخْلاقَکُمْ، وَ اءلْطِفُوا جیرانَکُمْ، وَ اءکْرِمُوا نِسائَکُمْ، تَدْخُلُوا الْجَنّةَ بِغَیرِ حِسابٍ- اءعیان الشیعه ج 1 ص 301
ترجمه: - فرمود: رفتار و اخلاق خود را نیکو سازید، نسبت به همسایگان با ملاطفت و محبّت برخورد نمائید، زنان و همسران خود را گرامی دارید تا بدون حساب وارد بهشت گردید.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: اَلْوَلَدُ کَبِدُالمُؤْمِنِ، إنْ ماتَ قَبْلَهُ صارَ شَفیعاً، وَ إ نْ ماتَ بَعَدَهُ یسْتَغْفِرُ اللّهَ، فَیغْفِرُلَهُ . مستدرک الوسایل ج 16 ص112
ترجمه: - فرمود: فرزند برای مؤ من همانند جگر و پاره تن اوست، چنانچه پیش از او بمیرد شفیع او می گردد، اگر بعد از او بمیرد برایش استغفار می کند و خداوند گناهانش را می آمرزد.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: حُبُّ الْجاهِ وَ الْمالِ ینْبِتُ النِّفاقَ فِی الْقَلْبِ، کَما ینْبِتُ الْماءُ الْبَقْلَ. [تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورام. ص 264
فرمود: علاقه نسبت به ریاست و ثروت سبب روئیدن نفاق در قلب و درون خواهد شد، همان طوری که آب و باران سبب روئیدن سبزیجات می باشند.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: صَدَقَةُ السِّرِّ تُطْفِی ءُ الْخَطیئَةَ، کَما تُطْفِی ءُ الماءُ النّارَ، وَ تَدْفَعُ سَبْعینَ بابا مِنَ الْبَلاءِ . مستدرک الوسایل ج 7 ص 184
فرمود: صدقه ای که محرمانه و پنهانی داده شود سبب پاکی گناهان می باشد، همان طوری که آب، آتش را خاموش می کند، همچنین صدقه هفتاد نوع بلا و آفت را بر طرف می نماید.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: إ نَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ لَیبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعیفِ الَّذی لادینَ لَهُ، فَقیلَ: وَ ما الْمُؤْمِنُ الضَّعیفُ الَّذی لادینَ لَهُ؟ قالَ: اَلذّی لاینْهی عَنِ الْمُنْکَرِ . وسایل الشیعه ج 16 ص 122
فرمود: همانا خداوند دشمن دارد آن مؤ منی را که ضعیف و بی دین است، سؤ ال شد: مؤ من ضعیف و بی دین کیست؟ پاسخ داد: کسی که نهی از منکر و جلوگیری از کارهای زشت نمی کند.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: مَنْ تَوَلّی عَمَلا وَ هُوَیعْلَمُ اءنَّهُ لَیسَ لَهُ بِاءهْلٍ، فَلْیتُبَّوَءُ مَقْعَدُهُ مِنَ النّارِ- تاریح الاسلام ج 1011120 ص 285
ترجمه: فرمود: هر که ریاست و مسئولیتی را بپذیرد و بداند که أهلیت آن را ندارد، در قبر و قیامت جایگاه او پر از آتش خواهد شد.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: لاتُشْبِعُوا، فَیطْفاء نُورُ الْمَعْرِفَةِ مِنْ قُلُوبِکُمْ . مستدرک الوسایل ج 16 ص 218
فرمود: شکم خود را از خوراک سیر و پر مگردانید، چون که سبب خاموشی نور عرفان و معرفت در افکار و قلب هایتان می گردد.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: مَنْ قَلَّ طَعامُهُ، صَحَّ بَدَنُهُ، وَ صَفاقَلْبُهُ، وَ مَنْ کَثُرَ طَعامُهُ سَقُمَ بَدَنُهَ وَ قَساقَلْبُهُ . تنبیه الخواطر معروف به مجموعه ورام. ص548
فرمود: هر که خوراکش کمتر باشد بدنش سالم و قلبش با صفا خواهد بود، و هر کس خوراکش زیاد باشد امراض جسمی بدنش و کدورت، قلبش را فرا خواهد گرفت.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: مَنْ تَزَوَّجَ إ مْرَاءةً لِمالِها وَ کَلَهُ اللّهُ إ لَیهِ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِجَمالِها رَاءی فیها ما یکَرَهُ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِدینِها جَمَعَ اللّهُ لَهُ ذلِکَ تهذیب الاحکام ج 7 ص 399
فرمود: هر کس زنی را به جهت ثروتش ازدواج کند خداوند او را به همان واگذار می نماید، و هر که با زنی به جهت زیبائی و جمالش ازدواج کند خوشی نخواهد دید، و کسی که با زنی به جهت دین و ایمانش تزویج نماید خداوند خواسته های او را تاءمین می گرداند.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: ما مِنْ هُدْهُدٍ إ لاّ وَ فی جِناحِهِ مَکْتُوبٌ بِالِسّرْیانیةِ «آلُ مُحَمَّدٍ خَیرُ الْبَریةِ». . اءمالی طوسی ج 1 ص 360
فرمود: هیچ پرنده ای به نام هدهد وجود ندارد مگر آن که روی بال هایش به لغت سریانی نوشته شده است: آل محمّد (صلوات اللّه علیهم اجمعین) بهترین مخلوق روی زمین می باشند.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: مَنْ اءنْظَرَ مُعْسِرا، کانَ لَهُ بِکُلِّ یوْمٍ صَدَقَةٌ. [16]. اءعیان الشیعه ج 1 ص 305
فرمود: هر کس بدهکار ناتوانی را مهلت دهد برای هر روزش ثواب صدقه در راه خدا میباشد.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: مَنْ وَجَدَ کَسْرَةً اَوْ تَمْرَةً فَاءکَلَهَا لَمْ یفارِقْ جَوْفَهُ حَتّی یغْفِرَاللّهُ لَهُ. . امالی صدوقی ج 14ص 246
فرمود: هر کس تکّه ای نان یا دانه ای خرما در جائی ببیند(مثلا روی زمین افتاده )، و آن را بردارد و میل کند، مورد رحمت و مغفرت خداوند قرار می گیرد.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: ما تَواضَعَ اءحَدٌ إ لاّ رَفَعَهُ اللّهُ . -اءمالی طوسی ج 1 ص 56
فرمود: کسی اظهار تواضع و فروتنی نکرده، مگر آن که خداوند متعال او را رفعت و عزّت بخشیده است.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: عَلَیکُمْ بِمَکارِمِ الاْ خْلاقِ، فَإ نَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ بَعَثَنی بِها، وَ إ نَّ مِنْ مَکارِمِ الاْ خْلاقِ: اءنْ یعْفُوَالرَّجُلُ عَمَّنْ ظَلَمَهُ، وَ یعْطِی مَنْ حَرَمَهُ، وَ یصِلَ مَنْ قَطَعَهُ، وَ اءنْ یعُودَ مَنْ لایعُودُهُ. [ - امالی طوسی ج 2 ص 92
فرمود: بر شما باد رعایت مکارم اخلاق، که خداوند مرا بر آن ها مبعوث نمود، و بعضی از آن ها عبارتند از:
کسی که بر تو ظلم کند به جهت غرض شخصی او را ببخش، کسی که تو را نسبت به چیزی محروم گرداند کمکش نما، با شخصی که با تو قطع دوستی کند رابطه دوستی داشته باش، شخصی که به دیدار تو نیاید به دیدارش برو.
برای خلق و خوی رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) می باید سهمی اساسی در کار نشر دعوت او در نظر گرفته شود. ویژگیهای اخلاقی آن حضرت تا اندازه ای است که می توان او را یک اسوه تمام عیار اخلاق انسانی در حد بسیار بالا دانست. باید توجه داشت که خلق و خو به مقدار زیادی، خصیصه ای فردی و تا اندازه ای لطف الهی است. علاوه بر آن باید به این رسالت ویژه رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) نیز اشاره کرد که «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق ». جذبه پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) در جذب دوستان فراوان او و نیز عامه مردم مکه و بعدها مدینه، بخوبی در روایات تاریخی منعکس شده است. اما قبل از آن، صراحت قرآن بهترین شاهد این امر است: «و تو راست خلقی عظیم[انک لعلی خلق عظیم]». «به سبب رحمت خداست که تو با آنها این چنین خوشخوی و مهربان هستی، اگر تند خو و سخت دل می بودی از گرد تو پراکنده می شدند. » به همین دلیل است که خداوند از او می خواهد با رویی گشاده پذیرای نومسلمانان باشد: «چون ایمان آوردگان به آیات ما، نزد تو آمدند، بگو: سلام بر شما، خدا بر خویش مقرر کرده که شما را رحمت کند» و فرمود: در برابر مؤمنان فروتن باش » بیشترین توصیفات موجود از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) از امام علی علیه السلام یار دیرین آن حضرت است، آن که نگاهی نافذ داشت و دوست و برادر را بهتر از هر کس دیگری می شناخت: «رسول الله نه زیاده از معمول بلند بود و نه زیاده از معمول کوتاه، بلکه میانه بالا بود. مویش نه بسیار مجعد بود و نه بسیار صاف بی شکن، بل چین و شکنی اندک و دلپذیر داشت. چهره اش نه لاغر بود و نه فربه بل چهره ای مدور داشت با رنگی سفید مایل به سرخی. چشمانش سیاه و مژگانش برگشته بود. درشت استخوان بود و گشاده سینه، بدنش را موی اندک بود و تنها روی سینه اش مویی تنگ داشت. دستها و پاهایش زمخت می نمودند با انگشتانی مایل به ستبری. چون راه می رفت محکم و استوار می رفت و چنان پای از زمین برمی کند که گویی از بلندی به پستی می آمد. چون می خواست به کسی روی کند سر بر نمی گردانید بلکه با تمام بدن به سوی او برمی گشت. دلیرترین آنها و راستگوترینشان بود و به عهد خود سخت پایبند. از همه مردم زبانش نرمتر بود و در معاشرت از همه بهتر.
بیهقی و شامی و دیگران بسیاری از این قبیل گزارشات را که مربوط به قیافه و قامت رسول خداست گردآوری کرده اند که اینجا محل ذکر آنها نیست.
علی ( علیه السلام ) در باره خلق اجتماعی او می گوید: «کسی که برای نخستین بار او را می دید، هیبتش او را می گرفت؛ هر کسی با او معاشرت می کرد دوستی اش را به دل می گرفت. آنگاه که به اصحابش می نگریست، لحظات نگاه را به تساوی میانشان تقسیم می کرد؛ وقتی به کسی دست می داد پیش از او دست خویش را باز نمی کشید همچنانچه صورتش را از او برنمی گرداند مگر آن که او برگرداند. او چهره ای گشاده داشت. تندخو و ملامت گر و فحاش و مزاح نبود. سیره او میانه روی، سنت او هدایت و رشد، سخنش معیار حق و حکمش عدل بود.
یکی دیگر از اصحاب رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) می گوید: هیچ کس را ندیده که بیش از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) بر لبانش تبسم باشد. و ابو سفیان که پس از مسلمان شدن رفتار اصحاب را با رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) دید گفت: «ما رایت قوما قط اشد حبا اصحابهم من اصحاب محمد له »؛ «تاکنون ندیده بودم که کسانی صاحب خویش را آن اندازه که اصحاب محمد ( صلی الله علیه و آله ) او را دوست می دارند، دوست داشته باشند. ». امام حسین ( علیه السلام ) نیز به نقل از پدرش رفتار رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) را با مردمی که با او کاری داشتند به خوبی و زیبایی توصیف کرده است که چگونه به مردم نیازمند می رسید و از آنان می خواست تا نیاز کسی را نیز که نمی تواند خود را به او برساند، به او برسانند. رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) جز وقتی را که برای خدا و خانواده گذاشته بود، هیچ چیزی را ذخیره نکرده و همیشه در اختیار مردم بود. آن حضرت دائما در پی تالیف قلوب مردم تلاش می کرد (یؤلفهم و لا ینفرهم). بزرگ هر قومی را آرام می کرد و او را بر آنان سروری می داد. از احوال اصحاب خویش تفقه می کرد و از آنچه میان مردم می گذشت می پرسید (یتفقد اصحابه و یسال الناس عما فی الناس). نیکوکاری را تحسین ]می کرد و کار زشت را سبک می شمرد. آن حضرت میانه روی را حفظ می کرد، از حق[گویی کوتاهی نمی کرد و کوتاهی در حق گویی را روا نمی شمرد. همراهانش از بهترین مردم بودند و بهترین آنان نزد او، ناصح ترینشان بود و برترین آنان نزد او، نیکوکارترین آنها. او جز بر ذکر خدا قیام و قعود نداشت؛ در مجلسی که می نشست حق همه همنشینان را حفظ می کرد؛ به گونه ای که همنشین او، دوستدارتر از او بر خود نمی شناخت (و بر آن بود که پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) نهایت علاقه را بدو داشته و حتی بر دیگران ترجیحش می دهد). باهر کسی که بدو نیازی داشت آنقدر می نشست تا او برخیزد؛ کسی که چیزی از او می خواست جز با برآوردن نیاز او یا سخنی نیکو، او را باز نمی گرداند. او در حق، برابر مردم پدری می کرد و همه در برابرش در حق بودند؛ مجلس او مجلس حکمت و حیا و صبر و امانت بود؛ صدایی از آن بر نمی خواست. بر خورد او با مردم نرم و نیکو بود؛ از آنچه بدان علاقه ای نداشت خود را به تغافل می زد؛ از هیچ کس عیبجویی نکرده و کسی را ملامت نمی نمود. رسول خدا نیکوترین مردم، بخشنده ترین و شجاع ترین آنان بود. یکی از اصحاب گوید: وقتی نزد او از دنیا سخن می گفتیم با ما همراهی می کرد وقتی سخن از آخرت بود در آن باره با ما سخن می گفت و زمانی نیز که سخن از طعام بود چنین می کرد. و عایشه می گفت: «کان خلقه القرآن »، و این که هرگاه سخن می گفت تبسم بر لبانش بود.
اینها نمونه هایی از برخورد رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) با اطرافیان بود. اکنون می توان آن سخن خداوند را که فرمود: اگر تندخو بودی مردم از گردت پراکنده می شدند، بهتر درک کرد.
قالَ صلّی اللّه علیه و آله: یؤْتَی الرَّجُلُ فی قَبْرِهِ بِالْعَذابِ، فَإ ذا اُتِی مِنْ قِبَلِ رَاءسِهِ دَفَعَتْهُ تِلاوَةُ الْقُرْآنِ، وَ إ ذا اُتِی مِنْ قِبَلِ یدَیهِ دَفَعَتْهُ الصَّدَقَةُ، وَ إ ذا اُتِی مِنْ قِبَلِ رِجْلَیهِ دَفَعَهُ مَشْیهُ إ لی الْمَسْجِدِ . - مسکن الفؤاد شهید ثانی ص 50
فرمود: هنگامی که بدن مرده را در قبر قرار دهند، چنانچه عذاب از بالای سر بخواهد وارد شود تلاوت قرآنش مانع عذاب می گردد و چنانچه از مقابل وارد شود صدقه و کارهای نیک مانع آن می باشد. و چنانچه از پائین پا بخواهد وارد گردد، رفتن به سوی مسجد مانع آن خواهد گشت.
احترام ملائکه به قاری قرآن
انس با قرآن و تلاوت آمیخته با فهم معانی و مفاهیم آن، انسان را در آسمان معرفت الهی به پرواز درمی آورد و با ملائکه هم سنخ می کند و ملکوتیان به او عشق می ورزند، افزون بر این برخی سوره های قرآن خواص ویژه ای نیز به همراه دارند، از جمله در روایتی که امام صادق (( علیه السلام ) نقل فرموده است چنین می خوانیم: «پس از آنکه رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) بر جنازه «سعد بن معاذ» نماز گزارد، فرمود: هفتاد هزار فرشته که در میان آنها جبرئیل نیز بود بر جنازه او نماز گزاردند. من از جبرئیل علت این احترام ملائکه را پرسیدم و او گفت: بخاطر اینکه او در همه حالات: در نشستن، ایستادن، سواره بودن، پیاده روی و رفت و آمد قل هو الله احد را تلاوت می کرد. »
سیره پیامبر در قرائت:
پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) نخستین معلم قرائت قرآن بود. قرآن را با صوتی زیبا و شمرده وبا رعایت وقفها بر اصحاب میخواند. البته بر کثرت وجودت قرائت تأکید نمیورزید. حتی میفرمود: قرآن را هر گونهای که میتوانید، بخوانید. آن حضرت بیشتر بر فهم قرآن تأکید میکرد. حاملان قرآن نزد او مکانتی عظمیم داشتند.
تشویق پیامبر اکرم در حق حاملان قرآن:
پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) در صحنه های گوناگون سیاسی و اجتماعی به حاملان قرآن اهمیت میدادند. حضرت درگزینش امیران جنگی که بدون شک، امری بسیار حساس و مرتبط با روحیه، امنیت و سرنوشت امت و حکومت نوپای اسلامی بود میزان «قرآن خوانی» و یا «قرآن دانی» آنان را مدنظر و منشأ اثر قرار میدادند. در خبری آمده است: «بعث النبی ( صلی الله علیه و آله ) وفداً إلی الیمن فأمر علیهم أمیراً منهم و هو اصغرهم فمکثوا أیاماً لم یسیروا (. . . ) فقال له رجل یا رسول الله أتومره علینا و هو أصغرنا فذکر النبی ( صلی الله علیه و آله ) قرائته للقرآن». (پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) هیأتی را به یمن فرستاد و امیر آنان را کسی قرار داد که جوانترین ایشان بود. مدتی گذشت اما آنان حرکت نکردند تا اینکه مردی به پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) عرض کرد: آیا کسی را به امیری ما میگماری که کم سنترین ماست؟! پیامبر در پاسخ میزان تبحر وی را در قرائت قرآن، یادآور شد).
پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) از ذکر مقام والای حاملان قرآن، حتی پس از مرگ ایشان نیز غفلت نمیورزید؛ چنانکه در جنگ احد، هنگام دفن شهدا، فرمود: «أنظروا أکثرهم جمعاً للقرآن فاجعلوه أمام صاحبه فی قبره» (بنگرید کدامیک از ایشان بخشی بیشتری از قرآن را فراگرفته است؛ وی را قبل از همرزمش در قبر قرار دهید).
آورده اند که پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) در روز احد امر کرد، کسانی را که در صحنه نبرد، در یک صف واحد قرار داشتند و از رتبه های جهادی یکسان برخوردار بودند، در یک قبر دفن کنند. این کار نه به جهت کمبود جا و زمین، بلکه از سر اکرام و احترام شهیدان و بر اساس موقعیت آنان در حیات تا لحظه شهادت صورت گرفت.
تأکید بر آموزش قرآن
حضرت رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله ) در کنار سایر کوششها و دقتهایی که به کار میبستند، بر مسأله ترویج و باز بودن مستمر باب تعلیم قرآن در جامعه تأکید میورزد. چنانکه فرمود: «خیارکم من تعلم القرآن و علمه»؛ مقصود پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) در این حدیث و مانند آن، فراگیری همه قرآن و آموختن روخوانی و تجوید و مانند آن نیست؛ بلکه حتی تعلیم و تعلم یک آیه نیز میتواند مصداقی از این بیان نبوی بوده باشد؛ چنانکه حضرت فرمود: «بلغوا عنی ولو آیةً» (از من به دیگران برسانید؛ حتی یک آیه را).
مسلمان حتی در برابر یک آیه قرآن هم باید خود را مأمور به تبلیغ بداند و آن را بر اساس همان روش حکیمانه، دقیق و حساب شده ای که در سیره و سنت معلم نخستین قرآن وجود داشته و نمونه هایی از آن ذکر گردید، تبلیغ کند.
منبع سایت : hawzah.net با کمی تغییر
مظلومیت پیامبر و همسر و اهل بیت شان و روایات جعلی در فضائل دشمنان شان + تنها دستی که پیامبر بوسه زد
بهتر نیست خرج مجالس روضه امام حسین ر ا بدید به فقرا؟ اگر گریه کنیم برا امام افسرده میشیم؟
مهدی فاطمه را در این ایام عزای اهل بیت علیهم السلام فراموش نکنید برای