مباهله شیعه با وهابیت و اهل سنت ، مولوی ها ماموستا ها اگر جرات دارید تشریف بیارید.دفع شر جن و همزاد باطل السحر قوی و مجرب

گذاشتن لینک های وب دیگران به معنی تائیدآنها نیست کپی و انتشار مطالب با ذکرمنبع مجاز است و الا شرعاً حرام است( بجزمطالبی که درمورد حقانیت شیعه و گمراهی وهابیت و اهل سنت است )

مباهله شیعه با وهابیت و اهل سنت ، مولوی ها ماموستا ها اگر جرات دارید تشریف بیارید.دفع شر جن و همزاد باطل السحر قوی و مجرب

گذاشتن لینک های وب دیگران به معنی تائیدآنها نیست کپی و انتشار مطالب با ذکرمنبع مجاز است و الا شرعاً حرام است( بجزمطالبی که درمورد حقانیت شیعه و گمراهی وهابیت و اهل سنت است )

علامتها و نشانه های جن عاشق در زنان و مردان .درمان همزاد عاشق جنی که بخت را میبندد و تجاوز جنسی میکند .

جنی که بخت را میبندد و تجاوز جنسی  میکند .علائم  و نشانه های جن عاشق  در زنان و مردان درمان همزاد عاشق


جن عاشق  اصلا به همزاد  ربطی نداره اینکه میگن همزادت عاشقت شده حرف غلطی که دعانویسان بیسواد میگن و یه جن دیگه هست که عاشق میشه  و با افراد رابطه جنسی برقرار میکنه گاهی  بصورت بسیار مخفی سعی میکنه اینکار را بکنه وگاهی بصورت اشکار طوری که انسان متوجه زنا کردن او میشه. این جن به شدت غیرتیه و تعصب داره روی آدم و مانع ازدواج فرد میشه اگر مجرد باشه (البته نه همشون) و اگر متاهل باشه سعی میکنه که او طلاق بگیره.

                                                                                      

بعضی از نشانه های  مشترک جن عاشق در زنان و مردان: تحریک شدن وافزایش میل جنسی در تنهایی، تمایل شدید به دیدن فیلم های مبتذل ، احساس حرکات غیر طبیعی در بدن و اندام تناسلی، احساس شدید شهوتی که قریب باتفاق است برای زنا یا لواط یا خودارضائی،اعتیاد به خود ارضائی و استمناء و در بعضی افراد عدم موفقیت در ترک آن ،احساس بوئیدن بعضی عطرها در اتاق خود بدون علت، اکراه شدید از رابطه جنسی با همسر، زمان خواب  وگاهی وقتی که چشم ها را میبندند احساس میکند کسی کنارش یا روی او خوابیده یا او را بغل کرده ، وقتی تنها توی اتاق هستند احساس میکنند  فرد دیگه ای هم هست اما نمیتونند ببیندنش، احساس خواب آلودگی و خستگی  در اکثر اوقات ،دیدن افراد جنس مخالف بشکل زیبا در خواب ،بیخوابی در شب،گاهی دیدن صحنه های سک سی در نماز، بی میلی یا تنفر از جماع با همسر و میل شدید به روابط جنسی حرام،زیاد ماندن در حمام وتوالت، زیاد شدن زمان حمام کردن،تنفر از جنس مخالف  و ازدواج،عدم تمرکز،عصبانیت شدید و غیر عادی جلوی همسر، علاقه یک دفعه ای به رنگ سیاه و داشتن لباس به این رنگ ،در بعضی سر درد یا معده دردهای زیاد ،میل شدید به تنهایی و انزوا و سکوت، تنفر از اجتماع و مکانهای شلوغ و پر سر و صدا و جشن ومراسم،احساس اینکه شبها کسی پیش اومیخوابه و صدای نفس کشیدن او را میشنود بدون اینکه او را ببیند . احساس اینکه کسی سرش را روی رانهای فرد گذاشته یا دست به گردن اوانداخته یا او را در آغوش گرفته. احساس درد غیر معمولی در زیر ناف یا اندام تناسلی بیضه ،رحم یا تخمدان احساس اینکه چیزی گرد در رحم جابجا میشه .علاقه به تنهایی و تاریکی میل شدید به خودارضائی و زناکردن حتی در افراد متاهل ،شهوت زیاد اما نه برای همسر،دیدن خوابهای سک سی وخواب دیدن رابطه جنسی حتی با افراد خانواده ، بعد از جماع با همسر بلافاصله احساس میکنه در حال جماع هست اما کسی را نمیبینه. در اطفال هم جن عاشق وجود داره نشانه مهمش بازی کردن با اندام تناسلی در بیداری و گاهی تعریف کردن رابطه جنسی و تجاوز با جنس مخالف که مثلا  کسی میخواسته لباسهای او را دربیاره یا آلتش را دیده یا به او دخول کرده یا میخواسته دخول کنه!! و...


بقیه نشانه های جن عاشق را در این لینک بخونید


هر گونه کپی برداری یا انتشار این مطلب بدون ذکر منبع و قراردادن آدرس وبلاگ شرعا حرام است و ضایع کردن حق الناس است


اللهم عجل لولیک الفرج


اگر میخواید درمان بشید اول این لینکها را ببینید:


قبل از اقدام کردن برای باطل السحر یا دفع جن این موارد را بخونید


ابطال هر گونه طلسم،  باطل کردن سحر و جادو و  کشتن عارض(هر نوع جن مزاحم که وارد بدن شده) خیلی مجرب


دفع شر همزاد و جنیان و دور کردن اجنه از منزل و حفاظت در مقابل آنها


تاثیرات عجیب دعا برای تعجیل فرج امام زمان و صدقه برای حضرت در بخت گشائی و حل مشکلات


فهمیدن اینکه ایا سحر و جادو شدید یا جن زده هستید مطمئن تر از سرکتاب باز کردن




تجاوز جن به انسان  شبها اجنه ازار اذیت  به زور زنا دخول از پشت همجنس باز  ارضا شدن درخواب جن زنا  لواط  مساحقه میکنه ترشح از واژن مو دور آلت میل به زنا همجنس بازی استمناء شانه های داشتن همزاد،عوارض فواید،درمان همزاد،طلسم و دعای دفع جن از خانه ،علائم و نشانه های داشتن همزاد،کشتن جن عاشق،طلسم دفع جن  سوزاندن جن عاشق خودارضائی

تاثیرات عجیب دعا برای تعجیل فرج امام زمان و صدقه برای حضرت در بخت گشائی،ازدواج و حل مشکلات.

تاثیرات عجیب دعا برای تعجیل فرج امام زمان صلوات الله علیه و صدقه برای حضرت  دربرطرف شدن مشکل ازدواج ، بخت گشائی و حل مشکلات.بسیار جذاب و تاثیر گذاراست حتما دانلود کنید و سعی کنید در هر نماز حداقل 40 مرتبه  بگید اللهم عجل لولیک الفرج حالا بیشتر هم بشه اشکالی نداره:

فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید(سخنران حجت الاسلام حسن یوسفی)


حتما کانال تلگرامی  arbaeenc313 را حتما ببینید و کلیپها و مطالبش را هر چه میتونید پخش کنید



روش استخاره امام زمان صلوات الله علیه و توصیه های مهم امام زمان به مرحوم مرعشی نجفی رضوان الله تعالی علیه


این لینکها را هم  ببینید :


جنی که بخت را میبندد و تجاوز جنسی میکند .علائم و نشانه های جن عاشق در زنان و مردان


طلسم و دعای بسیارمجرب بخت گشائی در 14 روز،احضار معشوق، عاشق و مطیع کردن همسر یا دوست+زبان بند و انگشتر موکلدار


قبل از اقدام کردن برای باطل السحر یا دفع جن این موارد را بخونید


ابطال هر گونه طلسم،  باطل کردن سحر و جادو و  کشتن عارض(هر نوع جن مزاحم که وارد بدن شده) خیلی مجرب


دفع شر همزاد و جن مزاحم و حفاظت در برابر آن


نگرانم که تو را خدا نامند

نگرانم که تو را خدا نامند


با سلام میلاد پر خیر وبرکت شاه مردان،یعسوب الدین، امام المتقین، قائدالغُرالمُحَجلین،صراط المستقیم ،فاروق اعظم ،صدیق اکبر،خیر البَشر  رابه همه شما عزیزان تبریک میگم

آقا رسول الله (صلی الله علیه وآله) در منقبت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند؛

یا عَلی (علیه السلام)، لَوْ لاَ أَنْ تَقُولَ فِیکَ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِی، مَا قَالَتِ اَلنَّصَاٰرَى فِی اَلْمَسِیحِ اِبْنِ مَرْیَمَ، لَقُلْتُ فِیکَ اَلْیَوْمَ، مَقَالاً لاَ تَمُرُّ بِمَلَإٍ إِلاَّ، أَخَذُوا اَلتُّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَیْک.


یا علی (علیه السلام) اگر نگران این موضوع نبودم که عده‌ای از امت من،
آنچه را که مسیحیان در مورد حضرت مسیح می‌گویند (که عیسی خدا ست)، درباره تو هم بگویند،امروز در وصف تو سخنی می‌گفتم،
که از هرجا گذر کنی، خاک زیر پای تو را برای تبرک و طلب شفا برگیرند.


منابع_از_کتب_اهل_سنت

کنوز الحقائق، ص ۱۸۸.
الانتصار، ج ۶، ص ۲۲۹.
کفایت الطالب، ص ۲۳۲.
کنز العمال، ج ۶، ص ۴۰۰.
مناقب الخوارزمی، ص ۳۱۱.
ینابیع المودة، ج ۱، ص ۳۹۱.
مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۱۳۱.
مناقب ابن مغازلی، ص ۳۰۴.
بلوغ الارب و کنوز الذهب، ص ۶۶.
معجم الکبیر طبرانی، ج ۱، ص ۳۲۰.
مسند احمد بن حنبل، ج ۱، ص ۱۶۰.
علل الحدیث ابی‌حاتم، ج ۱، ص ۳۱۳.
تاریخ دمشق ابن عساکر، ج ۱، ص ۲۲۶.
شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابی‌الحدید، ج ۱۸، ص ۲۸۲.

 رسول خدا صلى الله علیه و آله به علی بن ابی طالب علیه السلام فرمودند :
ای ابالحسن! اگر دریاها مرکب، درختان جنگلها قلم، انسانها نویسنده و جنیان حسابگر شوند نمیتوانند فضایل تو را بشمارند


مصباح الانوار ؛121
القطره ؛2/205

مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)فرمودند؛
لا تَتَجَاوَزُوا بِنَا الْعُبُودِیَّةَ، ثُمَّ قُولُوا مَا شِئْتُمْ وَ لَنْ تَبْلُغُوا.
به ما اهل‌بیت (علیهم السلام) خدا نگویید و ما را از مرحله عبودیّت خارج نکنید، آنگاه هرچه در مورد مقامات و فضائل ما می‌خواهید، بگویید که بازهم هرگز به کُنه آن پی نخواهید برد.
 منبع روایت؛

بحار الانوار، جلد ۲۵، صفحه ۲۷٤.

امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) فرمود:
خدای تبارک و تعالی ما را پاکیزه نمود و نگهداری فرمود :
و ما را بر خلقش گواه ساخت و در زمینش حجت نهاد و ما را همراه قرآن و قرآن را همراه ما قرار داد،
نه ما از آن جدا شویم و نه او از ما جدا شود ( کردار و گفتار ما با حقیقت معانی و مضامین قرآن منطبق است و جدائی ممکن نیست زیرا ما سر موئی هم از قرآن تجاوز میکنیم).

اصول کافی جلد اول
باب ائمه، شاهدان خدای بزرگ بر خلق هستند؛ صفحه: 271 شماره:
5

کلیپ بسیار زیبای یا شاه مردان در مدح امیرالمومنین صلوات الله را  پیشنهاد میکنم همه دانلود کنید از اینجا


هر جا ز علی مدد گرفتیم ...شعری زیبا درمدح امیرالمومنین صلوات الله علیه


زندگی نامه ،عهدنامه و 10قانون جانبازِ شهید حاج سید مجتبی علمدار رضوان الله تعالی علیه

قانون اول: بارالها، اعتراف می کنم از اینکه قرآن را نشناختم و به قرآن عمل نکردم. حداقل روزی ده آیه قرآن را باید بخوانم.اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیلی نتوانستم این ده آیه را بخوانم روز بعد باید حتماً یک جزء کامل بخوانم.(تاریخ اجراء 4/5/69)

قانون دوم: پروردگارا! اعتراف می کنم از اینکه نمازم را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم. حداقل روزی دو رکعت نماز قضا باید بخوانم.اگر روزی به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت نماز را بخوانم، روز بعد باید نماز قضای یک 24 ساعت (17 رکعت) بخوانم .(تاریخ اجراء 11/5/69)

قانون سوم: خدایا! اعتراف می کنم از اینکه مرگ را فراموش کردم و تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشدم. حداقل هر شب قبل از خواب باید دو رکعت نماز تقرّب بخوانم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت را بجا بیاورم روز بعد باید 20 ریال صدقه و 8 رکعت نماز قضا بجا بیاورم.(تاریخ اجراء 26/5/69)

قانون چهارم: خدایا! اعتراف می کنم از اینکه شب با یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم.حداقل در هر هفته باید دوشب نماز شب بخوانم و بهتر است شبهای پنجشنبه و شب جمعه باشد.اگر به هر دلیلی نتوانستم شبی را بجا بیاورم باید بجای هر شب 50 ریال صدقه و11 رکعت تمام را بجا بیاورم .(تاریخ اجراء 16/6/69)

قانون پنجم: خدایا! اعتراف می کنم از اینکه «خدا می بیند» را در همه کارهایم دخالت ندادم و برای عزیز کردن خودم کارکردم.حداقل در هر هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبح جمعه باید سوره الرحمن را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم باید هفته بعد 4 صبح زیارت عاشورا و یک جزء قرآن بخوانم و اگر صبح جمعه ای نتوانستم سوره الرحمن بخوانم باید قضای آن را در اولین فرصت به اضافه 2 حزب قرآن بخوانم.(تاریخ اجراء 13/7/69)

قانون ششم:حداقل باید در آخرین رکوع و در کلیه سجده های نمازهای واجب صلوات بفرستم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم، باید به ازای هر صلوات 10 ریال صدقه بدهم و 100 صلوات بفرستم.(تاریخ اجراء 18/8/69)

قانون هفتم: حداقل باید در هر 24 ساعت 70 بار استغفار کنم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا آورم، در 24 ساعت بعدی باید 300 بار استغفار کنم و باز هم 300 به 600 تبدیل می شود.(تاریخ اجراء 30/9/69)

قانون هشتم: هر کجا که نماز را تمام می خوانم باید در هفته 2 روز را روزه بگیرم، بهتر است که دوشنبه و پنج شنبه باشد. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا بیاورم در هفته بعد به ازای دو روز 3 روز و به ازای هر روز 100 ریال صدقه باید بپردازم .(تاریخ اجراء 19/11/69)

قانون نهم: در هر روز باید 5 مسئله از احکام حضرت امام (ره) را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا بیاورم روز بعد باید 15 مسئله بخوانم .(تاریخ اجراء 14/1/70)

قانون دهم: در هر 24 ساعت باید 5 بار تسبیح حضرت زهرا(س) برای نماز یومیه و 2 بار هم برای نماز قضا بگویم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این فریضه الهی را انجام دهم باید به ازای هر یکبار ، 3 مرتبه این عمل را تکرار کنم.(تاریخ اجراء 15/3/70)

 اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک


+++

هرکس با شنیدن یازدهم دی ماه یاد چیزی می افتد. اما برای من یازدهم دی یعنی سید مجتبی علمدار؛ آخر یازدهم دی ماه هم روز ولادت پربرکتش بود و هم شهادت غمبارش. نمی دانم چقدر می شناسیدش ولی اگر مایلید کمی با این جانباز شهید و مداح با اخلاص اهل بیت(ع) بیشتر آشنا شوید چند منزلی قافله شهداء را همراهی کنید تا ببینیم که کسیکه همه وجودش متعلق به حضرت زهراء(س) و فکر و ذکرش دوستان شهیدش است؛ چطور مثل شهیدی زنده زندگی می کند و خود را به آنها می رساند.
و این فرازهایی از حیات عارفانه شهید علمدار از زبان همسر صبور ایشان :

ایشان انگشتری داشتند که خیلی برایش عزیز بود. می گفت این انگشتر را یکی از دوستانش موقع شهادت از دست خود در آورده و دست ایشان کرده و در همان لحظه شهید شده است. ایشان وقتی به آبادان برای مأموریت می رود، این انگشتر را بالای طاقچه حمام جا می گذرد و دربازگشت به ساری یادش می افتد که انگشتر بالای طاقچة حمام جا مانده است . وقتی آمد خیلیناراحت بود. گفتم: آقا چرا اینقدر دلگیری؟ گفت: وا.. انگشترِ بهترین عزیزم را در آبادان جا گذاشتم، اگر بیفتد و گم شود واقعاً سنگین تمام می شود.گفت: بیا امشب دوتایی زیارت عاشورا و دعای توسل بخوانیم شاید این انگشتر گم نشود یا از آن بالا نیفتد.

جالب اینجا بود که ما زیارت عاشورا را خواندیم و راز و نیازکردیم و خوابیدیم. صبح که بلند شدیم دیدیم انگشتر روی مفاتیج الجنان است. اصلاً باورمان نمی شد همان انگشتری که در آبادان توی حمام جا گذاشته بود روی مفاتیج الجنان بالای سرما باشد .

… سیّد همیشه « یا زهرا(س) » می گفت. البته عنایاتی هم نصیب ما می شد. مثلاً دو سه بار اتفاق افتاد که بی پول شدیم. آنچنان توان مالی نداشتیم. یکبار می خواستم دانشگاه بروم اما کرایه نداشتم. 5 تا یک تومانی بیشتر توی جیبم نبود. توی جیب ایشان هم پول نبود. وقتی به اتاق دیگر رفتم دیدم اسکناسهای هزاری زیر طاقچه مان است. تعجب کردم، گفتم: آقا ما که یک 5 تومانی هم نداشتیم این هزاریها از کجا آمد. گفت: این لطف آقا امام زمان (عج) است.  تا من زنده هستم به کسی نگو.

… همیشه اول تا یازدهم دی ماه مریض بود. خیلی عجیب بود. می گفت وقتی که شیمیایی شدم همین اوایل دی ماه بود و عجیب تر اینکه 11 دی ماه هم روز تولد و هم روز شهادتش بود. در  دی ماه ازدواج کردیم و دخترمان (زهرا) هم 8 دی ماه بدنیا آمد. … یکی دوبار که درباره شهادت حرف می زد می گفت: من 5 سال الی 5 سال و نیم با شما هستم و بعد می روم. که اتفاقاً همینطور هم شد. دفعة آخری که مریض شده بود، اتفاقاً از دعای توسل برگشته بود. دیدم حال عجیبی دارد. او که هیچوقت شوخی نمی کرد آن شب شنگول بود. تعجب کردم، گفتم: آقا! امشب شنگولی؟! چه خبر است؟ گفت: خودم هم نمی دانم ولی احساس عجیبی دارم. حرفهایی می زد که انگار می دانست می خواهد برود. می گفت: آقا امضاء کرد. آقا امضاء کرد. داریم می رویم. نزدیک صبح، دیدم خیلی تب دارد . می خواستم مرخصی بگیریم که او قبول نکرد. گفت: تو برو، دوستم می آید و مرا به دکتر می برد. به دوستش هم گفته بود: « قبل از اینکه به بیمارستان بروم بگذار بروم حمام. می خواهم غسل شهادت بکنم. آقا آمد و پرونده من را امضاء کرد. گفت: تو باید بیایی. دیگر بس است توی این دنیا ماندن. من دیگر رفتنی هستم. » غسل شهادت را انجام داد و رفت بیمارستان. هم اتاقیهایش دربارة نحوة شهادتش می گفتند: لحظه اذان که شد، بعد از یک هفته بیهوشی کامل، بلند شد و همه را نگاه کرد و شهادتین را گفت و گفت: خداحافظ و شهید شد …

+++

« فرازهایی از وصیت نامة مداح اهل بیت، جانبازِ شهید حاج سید مجتبی علمدار »
.. به همه شما وصیت می کنم، همة شمایی که این صفحه را می خوانید، قرآن را بیشتر بخوانید، بیشتر بشناسید، بیشتر عشق بورزید، بیشتر معرفت به قرآن داشته باشید، بیشتر دردهایتان را با قرآن درمان کنید، سعی کنید قرآن انیس و مونستان باشد، نه زینت دکورها و طاقچه های منزلتان.
به دوستان و برادران عزیزم وصیت می کنم کاری نکنند که صدای غربت فرزند فاطمه (س)« مقام معظم رهبری » را که همان نالة غریبانة فاطمه (س) خواهد بود، به گوش برسد. نگذارید آن واقعه تکرار شود، حتماً می پرسید کدام واقعه ؟ همان واقعه ای که بی بی فاطمه زهرا (س) نیمة دل شب دست به دعا بردارد که: « اَلَّلهُمَّ عَجِّل وَفاتِی سَریِعاً ».همان واقعه ای که علی (ع) از تنهایی با چاه درد و دل کند. همان واقعه ای که امام خمینی(ره) بگوید: من جام زهر را نوشیدم و نالة غریبانة «اَلَّلهُمَّ عَجِّل وَفاتِی سَریِعاً» او، فاطمه (س) را به گریه آورد.
شیعه ها! مسلمونا! حزب اللهی ها! بسیجی ها! و.. نگذارید تاریخ مظلومیت شیعه تکرار شود. بر همه واجب است مطیع محض فرمایشات مقام معظم رهبری که همان ولایت فقیه می باشد، باشند. چون دشمنان اسلام کمر همت بستند تا ولایت فقیه را از ما بگیرند شما همت کنید، متعهد و یکدل باشید تا کمر دشمنان بشکند و ولایت فقیه باقی بماند.
.. زمانی که زیر تابوت مرا گرفتید و به سوی آرامگاه می برید تا می توانید مهدی (عج) و فاطمه (س) را صدا بزنید . تنها امید من که همان دستمال سبزی است که همیشه در مجالس و محافل مذهبی همراه من بوده، به اشک چشم دوستانم متبرک شده است روی صورتم بگذارید .
چند خاطره از زبان دوستان نزدیک سید

شبی در بین راه در خصوص مسایل مربوط به زندگی و معضلات جامعه و مسایل روز صحبت می کردیم. در پایان وقتی همه ساکت شدند سید مجتبی با خنده گفت: ای آقا سی سال عمر که این حرفها را ندارد!
و به مصداق همان حرفی که سید گفته بود، همگان دیدیم که سرانجام در سی امین بهار زندگی، سید مجتبی جاودانه شد.

+++

شیوه خاصی هم در جذب جوانان داشت گاهی حتی خود من هم به سّید می گفتم: اینها کی هستند می آوری هیأت؟ به یکی می گویی بیا امشب تو ساقی باش. به یکی می گویی این پرچم را به دیوار بزن و .. ول کن بابا!  می گفت: نه ! کسی که در این راه اهل بیت(ع) هست که مشکلی ندارد ، اما کسی که در این راه نیست ، اگر بیاید توی مجلس اهل بیت(ع) و یک گوشه بنشیند و شما به او بها ندهید می رود و دیگر هم بر نمی گردد اما وقتی او را تحویل بگیرید او را جذب این راه کرده اید.
برنامه هیات او اول با سه، چهار نفر شروع شد اما بعد رسیده بود به سیصد، چهارصد جوان عاشق اهل بیت(ع) که همه اینها نتیجه تواضع،  فروتنی و اخلاص سید بود.
یکبار یکی از بچه های هیأت آمد و به سید گفت: تو مراسمها و روضه اهل بیت(ع) اصلاً گریه ام نمی گشهید علمدار - قافله شهداءیرد و نمی توانم گریه کنم! سید گفت: اینجا هم که من خواندم گریه ات نگرفت؟! گفت: نه! سید گفت: مشکل از من است! من چشمم آلوده است. من دهنم آلوده است که تو گریه ات نمی گیرد! این شخص با تعجب می گفت: عجب حرفی! من به هر کس گفتم، گفت: تو مشکل داری برو مشکلت را حل کن،گریه ات می گیرد!اما این سید می گوید مشکل از من است! بعدها می دیدم که او جزء اولین گریه کنندگان مصائب ائمه اطهار بود.
دو تا برادر بودند که به ظاهر هیأتی نبودند و به قول بعضی ها آن تیپی ..!! این دو شیفته سید شده بودند و به خاطر دوستی با سید وارد هیأت شدند. یک روز مادر اینها شک می کند که چرا شبها دیر به خانه می آیند؟! یک شب دنبال آنها راه می افتد، می بیند پسرانش رفتند داخل یک زیرزمین! این خانم هم پشت در می نشیند و گوش می دهد متوجه می شود از زیرزمین صدای مداحی می آید. بعد از اتمام مراسم مادر متوجه می شود فرزندانش مشغول نماز شده اند؛ با دیدن این صحنه مادر هم تحت تاثیر قرار می گیرد و او هم به این راه کشیده می شود. 
خود سید بعدها تعریف کرد که این دو تا برادر یک شب آمدند گفتند: سید! مادرمان می خواهد شما را ببیند. رفتم دیدم خانمی است چادری؛ گفت: آقا سید شما من را که نماز نمی خواندم،نمازخوان کردید! چادر به سر نمی کردم، چادری کردید! ما هر چه داریم! از شما داریم. این خانم بعدها تعریف کرد که سید به من گفت: من هر چه دارم از این فرزندان شما دارم! اینها معلم اخلاق من هستند!
شبی در بین راه در خصوص مسایل مربوط به زندگی و معضلات جامعه و مسایل روز صحبت می کردیم. در پایان وقتی همه ساکت شدند سید مجتبی با خنده گفت: ای آقا سی سال عمر که این حرفها را ندارد!
و به مصداق همان حرفی که سید گفته بود، همگان دیدیم که سرانجام در سی امین بهار زندگی، سید مجتبی جاودانه شد.
من کنار سید نشسته بودم و سید هم طبق معمول شال سبزش را روی سرش انداخته بود و با سوز و گداز خاصی مشغول خواندن زیارت عاشورا و مداحی بود. بعد از اتمام مراسم ناگهان شال سبزخود را بر گردن من گذاشت. با تعجب پرسیدم: این چه کاری است؟ گفت: بگذار گردن تو باشد. بعد از لحظه ای دیدم جمعیت حاضر بسوی من آمدند و شروع کردند به بوسیدن و التماس دعا گفتن. با صدای بلند گفتم: اشتباه گرفته اید، مداح ایشان است. امّا سیّد کمی آنطرف تر ایستاده بود و با لبخند به من نگاه می کرد. شبی که حال سید بسیار وخیم و تنفس او بسیار تند و مشکل شده بود، او را به اتاقی که دستگاه تنفس مصنوعی بود بردیم در حالیکه تنفس بسیار سریعی داشت و تشنه هوا بود. پزشک دستور داد که داروی بیهوشی به او تزریق شود تا لوله جهت تنفس گذاشته شود و من آخرین جمله ای که از سید شنیدم و بعد از آن تا زمان شهادت بیهوش بود، این بود: یا عمه سادات! یا زینب کبری!
نامه دختر شهید علمدار به پدر شهیدش
بابا مجتبی سلام
امیدوارم حالت خوب باشد. حال من خوب است، خوب خوب. یادش بخیر! آن روزها که مهد کودک بودم و موقع ظهر به دنبالم می آمدی.همیشه خبر آمدنت را خانم مربی ام به من می رساند: سیده زهرا علمدار! بیا بابات آمده دنبالت. و تو در کنار راه پله مهد کودک می نشستی و لحظه ای بعد من در آغوشت بودم. اول مقنعه سفیدم را به تو می دادم و با حوصله ای بیاد ماندنی آن را بر سرم می گذاشتی و بعد بند کفشهایم را می بستی و در آخر، دست در دستان هم بسوی خانه می آمدیم و با مامان سر سفره ناهار می نشستیم و چه بامزه بود.
راستی بابا چقدر خوب است نامه نوشتن برایت و بعد از آن با صدای بلند، رو به روی عکس تو ایستادن و خواندن؛ انگار آدم سبک می شود. مادر می گوید: بابا خیلی مهربان بود،اما خدا از او مهربانتر است و من می خواهم بعد از این نامه ای برای خدا بنویسم و به او بگویم که می خواهم تا آخر آخر با او دوست باشم و اصلاً باهاش قهر نکنم. اگر موفق شوم به همه بچه ها خواهم گفت که با خدا دوست باشند و فقط با او درد دل کنند. مادر بزرگ می گوید هرچه می خواهی از خدا بخواه و من از خدا می خواهم که پدر مردم ایران حضرت آیت ا.. خامنه ای را تا انقلاب مهدی(عج) محافظت فرماید و دستان پر مهر پدرانه اش همیشه بر سرِ ما فرزندان شهدا مستدام باشد.  ان شا ا.. ، خدانگهدار– دخترت سیده زهرا
پای درس سیدآدم باید توجه کند. فردا این زبان گواهی می دهد. حیف نیست این زبانی که می تواند شهادت بدهد که اینها ده شب فاطمیه نشستند و گفتند: یا زهرا ، یا حسین (ع) آنوقت گواهی بدهد که مثلاً ما شنیدیم فلان جا لهو و لعب گفت، بیهوده گفت، آلوده کرد، ناسزا گفت، به مادرش درشتی کرد.
... احتیاط کن! تو ذهنت باشد که یکی دارد مرا می بیند، یک آقایی دارد مرا می بیند، دست از پا  خطا نکنم، مهدی فاطمه(س) خجالت بکشد. وقتی می رود خدمت مادرش که گزارش بدهد شرمنده شود و سرش را پایین بیندازد. بگوید: مادر! فلانی خلاف کرده، گناه کرده است. بد نیست ؟!!! فردای قیامت جلوی حضرت زهرا(س) چه جوابی می خواهیم بدهیم.

+++


خلاصه کوتاهی از زندگینامه شهید علمدار
سید مجتبی علمدار در سحرگاه 11دی ماه 1345 در خانواده ای مذهبی و عاشق اهل بیت در شهرستان ساری دیده به جهان گشود.
دوران تحصیلش را در ساری طی نمود و برای اولین بار در حالی که تنها 17 سال داشت به عضویت بسیج درآمد و در اواخر سال 1362 به کردستان رفت.
سید برای اولین بار در عملیات کربلای یک شرکت کرد و مدتی پس از آن وارد گردان مسلم بن عقیل در لشکر25 کربلا شد و تا پایان جنگ در آنجا ماند.
او در عملیات کربلای 4و5 حضور داشت، در کربلای 8 مجروح شد و مدتی بعد به جبهه بازگشت و در عملیات کربلای10 در جبهه شمالی محور سلیمانیه- ماووت شرکت نمود.

سید مجتبی علمدار در سال 1366 مسئوولیت فرماندهی گروهان سلمان از گردان مسلم ابن عقیل - از گردانهای خط شکن لشکر25کربلا- را برعهده گرفت و در عملیات والفجر10نقش آفرینی موثری داشت.
شهید علمدار در سه راهی خرمال،سید صادق، دوجیله در منطقه کردستان عراق رشادتهای فراوانی را ازخود نشان داد و از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله قرار گرفت و بشدت مجروح شد.
او که مردانه در مقابل دشمن می جنگید. چندین باردیگر هم مجروح شد.

سید مجتبی بعد از اتمام جنگ در واحد طرح و عملیات لشکر ۲۵ کربلا در ساری مشغول خدمت شد و در دی ماه سال ۱۳۷۰ ازدواج کرد که ثمره آن دختری به نام زهرا بود.

سید علاوه بر مسئولیت در واحد تربیت بدنی لشکر بعنوان عضو اصلی هیأت رهروان حضرت امام (ره) هم ایفای وظیفه می کرد. او مداح اهل بیت بود، همیشه مراسم را با نام حضرت مهدی (عج) شروع می کرد و در حالیکه به امام حسین (ع) ارادت خاصی داشت. مظلومیت آن خاندان را صدا می زد.
بیت الزهرا مسجد جامع، امام زاده یحیی، مصلی امام خمینی، هیأت عاشقان کربلا و منازل شهدا همیشه با نفس گرم حاج سید مجتبی معطر می شد و بچه ها نیزبا صوت داوودیش مداحی را می آموختند.
او که بعد از جنگ، با یاد و خاطره همرزمان شهیدش زندگی می کرد از دوری آنان سخت آزرده خاطربود و در همه مداحی ها آرزوی وصال آن راه یافتگان شهید را داشت.
حاج سید مجتبی علمدار در اوایل دی ماه سال ۱۳۷۵ به دلیل جراحت شیمیایی روانه بیمارستان شد و پس از چند روز هنگام اذان مغرب روز یازدهم دی ماه نماز عشق را با اذان ملکوتیان قامت بست و به یاران شهیدش پیوست.


منابع:


http://jyb.blogfa.com/post/18

http://qafeleh.ir/posts/12

http://www.shahidalamdar.ir/fa

چند لینک مهم درمورد فضایل ، مداحی و قافله عزاداری حضرت زهراسلام الله علیها

با سلام و عرض تسلیت به امام زمان صلوات الله علیه وهمه شما محبین اهلبیت علیهم السلام


فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!


 دانلود فایل  صوتی مقام بی نظیر حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بر نبوت و ولایت

مدت زمان فایل : 3 دقیقه و 7 ثانیه

حجم فایل : 2.22 مگابایت


کلیپ مداحی سوزناک (اهل بیت{علیهم السلام} وغم بی مادری) با نوای کربلایی حمید علیمی

دسته عزاداری و سوگواری شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها در قم(امروز ساعت 10)


دعابرای تعجیل فرج فراموش نشود

قافله عزاداری روز شهادت حضرت زهرا سلام علیها در  اصفهان:
ساعت 9 صبح از جلوی مسجد سید به طرف مسجد حاج محمد جعفر در خیایان عبدالرزاق
ساعت 2 بعدازظهر از  فلکه شهدا بسمت آمادگاه

این عکس رابرای پروفایل تلگرام خود قرار بدید همین حالا

نکرد شرم و حیایی ز مادرم زهرا / قباله را ز دو دستش چه ظالمانه کشید

منم که جان به لبم در میان کوچه رسید

ز خاطرات کبودم زمین به خود لرزید

زبانم آمده بند از جنایت آن روز

سیاه شد همه کوچه هلال غم تابید

"خدا به خیر کند" ذکر مادرم شده بود

رسید آنکه ز قهر خدا نمی ترسید

به جرم اینکه به سینه زدیم سنگ علی

شدیم در وسط کوچه ی بلا تهدید

نکرد شرم و حیایی ز مادرم زهرا

قباله را ز دو دستش چه ظالمانه کشید

هنوز در دل او کینه های خیبر بود

گل رسول خدا را به ضرب سیلی چید

ز خاطرم نرود بین کوچه ها نامرد

به اشک های من و حال مادرم خندید

چه ارتباط عجیبی است بین این کلمات

کشیده ، چادر خاکی ، غرور ، موی سفید

قسم به حرمت مادر اگر که اذنش بود

نداشت کار ، قلم کردنِ دو دست پلید

مرا به روز قیامت ، غمی که هست این است

که روی قاتل مادر دوباره باید دید

محمدحسین رحیمیان

http://vareth.ir/fa

+++


لاله وار از محنت داغ جگر فهمیدم

تازه در معرکه معنای سپر فهمیدم

خبر سوختن عود تماشایی نیست

قبل از آنی که بیایم دم در فهمیدم

علت خم شدنت کوتهی جارو نیست

تا که یک دست گرفتی به کمر فهمیدم

وقت برداشتن شانه کمی شک کردم

ولی آن لحظه که افتاد دگر فهمیدم...

زحمت اینقدر مکش تا که بگویی چه شده است

از همان «فضه بیا» داغ پسر فهمیدم

با صدایی که در این خانه رسید از کوچه

قبل از آنی که بیایم دم در فهمیدم


http://roozeyerezvan.blogfa.com/post/2042


همین حالا این عکس رابرای پروفایل خود قرار دهید:

در وسط کوچه تو را میزدند / کاش به جای تو مرا می زدند


در وسط کوچه تو را میزدند

کاش به جای تو مرا می زدند

گوشه چشم تو چرا شد کبود

فاطمه جان مگر علی مرده بود
www.askdin.com


در مقامی که عقیق سرخ از زر بهتر است

اشک هایم بال معراج است از پر بهتر است

بیشتر از بهترین وجه عبادت از نماز

در قیامت اشکهایت را بیاور بهتر است

با زبان دل فقط حرف خودم را می زنم

نامه بر این روزها باشد کبوتر بهتر است

از سر اخلاص، حمدش را به جا می آورم

آنکه از آغاز یادم داده کوثر بهتر است

مصحف زهرا به غیر از سینه ی معصوم نیست

سرّ مستور خدا در پرده آخر بهتر است

وقت بالا بردن در، حرز نام فاطمه

از دو لشگر هم برای مرد خیبر بهتر است

هرکسی بو برده از غیرت شهادت میدهد

در نگاه مرد، مرگ از اشک همسر بهتر است

از زمانی که شنیدم در به پهلویت گرفت

حسّ من این است اصلاً خانه بی در بهتر است


محسن عرب خالقی



 +++
ما به زیر علم زهراییم گرد و خاک قدم زهراییم

افتخار همه ی ما این است نوکرانِ عجمِ زهراییم

سفره اش تا به قیامت پهن است ریزه خوار نِعَم زهراییم

نفَسش حکم مسیحا دارد زنده از فیض دم زهراییم

مدح او زمزمه های لب ماست چون که ما محتشم زهراییم

ما دو تا چشمه ی کوثر داریم گریه کن های غم زهراییم

بین هیأت همه احساس کنیم در طواف حرم زهراییم

«الف قامت» او «دال» شده راوی قدّ خم زهراییم

زخم پهلویش اگر جلوه گر است همه اش زیر سر میخ در است

 +++
مرد خیبر، سپرش افتاده بین بستر قمرش افتاده

چه قدَر فاطمه بی حال شده به روی شانه سرش افتاده

به کجا خیره شده کاین گونه آتشی بر جگرش افتاده

خانه را می نگرد با دقّت خانه ای را که درش افتاده

عکس دیوار و در سوخته ای باز هم در نظرش افتاده

اشک در دیده ی او حلقه زده باز یاد پسرش افتاده

شجر طیّبه ی باغ خدا ثلثی از برگ و برش افتاده



  محمد فردوسی

منبع:  http://vareth.ir/fa

 همین حالا عکس زیر را برای پروفایل خود قرار دهید: