مباهله شیعه با وهابیت و اهل سنت ، مولوی ها ماموستا ها اگر جرات دارید تشریف بیارید.دفع شر جن و همزاد باطل السحر قوی و مجرب

گذاشتن لینک های وب دیگران به معنی تائیدآنها نیست کپی و انتشار مطالب با ذکرمنبع مجاز است و الا شرعاً حرام است( بجزمطالبی که درمورد حقانیت شیعه و گمراهی وهابیت و اهل سنت است )

مباهله شیعه با وهابیت و اهل سنت ، مولوی ها ماموستا ها اگر جرات دارید تشریف بیارید.دفع شر جن و همزاد باطل السحر قوی و مجرب

گذاشتن لینک های وب دیگران به معنی تائیدآنها نیست کپی و انتشار مطالب با ذکرمنبع مجاز است و الا شرعاً حرام است( بجزمطالبی که درمورد حقانیت شیعه و گمراهی وهابیت و اهل سنت است )

سند مظلومیت و شهادت حضرت زهرا و هجوم عمر بن الخطاب و آتش زدن به خانه از یک کتاب معتبر شیعه

بسم الله الرحمن الرحیم

سلیم بن قیس هلالی(مـ۷۶ق)، در کتابش از سلمان فارسی، مطلبی را نقل می‌کند که، بیانگر اتفاقات شب هجوم به بیت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)می‌باشد، او می‌نویسد:

عن سلمان الفارسی رضی الله عنه أنه قال: «…فانطلقوا فاستأذنوا فقالت فاطمه علیها‌السلام أحرج علیکم أن تدخلوا بیتی بغیر إذن… ثم نادى عمر حتى أسمع علیا علیه‌السلام والله لتخرجن ولتبایعن خلیفه رسول الله أو لأضرمن علیک بیتک نارا، ألقوا فی عنقه [ای علی] حبلا أسود وحالت فاطمه علیها‌السلام بین زوجها وبینهم عند باب البیت فضربها قنفذ بالسوط على عضدها فبقی أثره فی عضدها من ذلک مثل الدملوج من ضرب قنفذ إیاها فأرسل أبو بکر إلى قنفذ اضربها فألجأها إلى عضاده بیتها فدفعها فکسر ضلعا من جنبها وألقت جنینا من بطنها فلم تزل صاحبه فراش حتى ماتت من ذلک شهیده صلوات الله علیها…»[۱]

ترجمه: «[بعد از هجوم به بیت فاطمه زهرا سلام الله علیها] فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به آنها گفتند: آیا بدون اذن وارد خانه می‌شوید؟ …

سپس عمر صدا داد تا علی(علیه السلام) بشنود و گفت: به خدا سوگند یا باید از خانه خارج شوید و بیعت کنید و یا آنکه خانه را به آتش می‌کشم، در این هنگام به گردن علی(علیه السلام) طنابی انداخته و فاطمه زهرا در کنار درب منزل، بین همسر و بین مهاجمان مانع شد؛ در این هنگام قنفذ [لعنت الله علیه] با شلاق به بازوی حضرت زهرا زد به طوری که اثر این ضربه در بازوی حضرت باقی ماند، ابوبکر نیز به قنفذ پیامی‌ فرستاد که، فاطمه را بزن، پس قنفذ، حضرت زهرا(سلام الله علیها) را به گوشه‌ای از منزل پرتاب کرد که استخوان دنده (پهلوی) حضرت در این هجوم شکسته شد و فرزند در شکمش سقط شد و از این بیماری بهبود نیافت تا از دنیا رفت و به همین جهت ایشان شهیده‌اند…»

به همین مضمون، حضرت علی(علیه السلام) نیز عبارتی دارند که می‌فرمایند:

عن علی علیه السلام: «إن سبب إعفاء قنفذ من إغرام عمر له، أنه هو الذی ضرب فاطمه بالسوط حین جاءت لتحول بینهعلیه السلام وبینهم، فماتت صلوات الله علیها وإن أثر السوط فی عضدها مثل الدملج.» [۲]

ترجمه: «از علی(علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: سبب معافیت قنفذ از پرداخت مالیات، توسط عمر، پاداش او در برابر عمل آن شب هجومش بود؛ او کسی بود که فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را با شلاق، هنگامی‌که می‌خواست بین من و آنها حائل شود، به شدد زد. و فاطمه زهرا(صلوات الله علیها) هنگامی‌ که از دنیا رفت، آثار آن شلاق بر روی بازویش، همچون بازوبند، وجود داشت.»

اعتبار کتاب سلیم بن قیس هلالی:
اعتبار کتاب اسرار آل محمد، تالیف عالم بزرگوار، سلیم بن قیس؛ بر هیچ متتبع و اهل تحقیقی پوشیده نیست. هر چند برخی قصد دارند که اعتبار این کتاب را خدشه دار کنند، اما در این مساله موفق نبوده‌اند و دلیل قابل دفاعی را بیان ننمودند. کتاب سلیم بن قیس، نزد شیعیان اعتبار داشته و دانشمندان شیعه نیز درباره آن بیاناتی دارند از جمله، جناب نعمانی در کتاب الغبیه خود، صراحتا می‌فرمایند: «کتاب سلیم بن قیس، یکی از اصولی است که اهل علم و حاملان حدیث اهل بیت(علیهم السلام)آن را روایت کرده‌اند. این کتاب قدیم‌ترین اصل است.»[۳]

[۱] الاحتجاج طبرسی، ج۱، ص۸۳.
[۲] مأساه الزهراء(علیها السلام)، ج۱، ص۳۱۷. منقول از سلیم بن قیس هلالی: ص۱۳۴.
[۳] ر.ک: الذریعه، ج۲، ص۱۵۲. بحارالانوار، ج۳۰، ص۱۳۳-۱۳۵.

عمر بن الخطاب با تازیانه بر پهلوی حضرت زهرا سلام الله علیها و با غلاف شمشیر بر بازویش زد

عمر بن الخطاب با تازیانه بر پهلوی حضرت زهرا سلام الله علیها و با غلاف شمشیر بر بازویش زد...

فَوَثَبَ عُمَرُ غَضْبَانَ فَنَادَى خَالِدَ بْنَ الْوَلِیدِ وَ قُنْفُذاً فَأَمَرَهُمَا أَنْ یَحْمِلَا حَطَباً وَ نَاراً ثُمَّ أَقْبَلَ حَتَّى انْتَهَى إِلَى بَابِ عَلِیٍّ صلوات الله علیه وَ فَاطِمَةُ صلوات الله علیها قَاعِدَةٌ خَلْفَ الْبَابِ قَدْ عَصَبَتْ رَأْسَهَا وَ نَحَلَ جِسْمُهَا فِی وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَأَقْبَلَ عُمَرُ حَتَّى ضَرَبَ الْبَابَ ثُمَّ نَادَى یَا ابْنَ أَبِی طَالِبٍ افْتَحِ الْبَابَ‏  فَقَالَتْ فَاطِمَةُ یَا عُمَرُ مَا لَنَا وَ لَکَ لَا تَدَعُنَا وَ مَا نَحْنُ فِیهِ قَالَ افْتَحِی الْبَابَ وَ إِلَّا أَحْرَقْنَاهُ عَلَیْکُمْ فَقَالَتْ یَا عُمَرُ أَ مَا تَتَّقِی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ تَدْخُلُ عَلَى بَیْتِی وَ تَهْجُمُ عَلَى دَارِی فَأَبَى أَنْ یَنْصَرِفَ ثُمَّ دَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِی الْبَابِ فَأَحْرَقَ الْبَابَ ثُمَّ دَفَعَهُ عُمَرُ فَاسْتَقْبَلَتْهُ فَاطِمَةُ صلوات الله علیها وَ صَاحَتْ یَا أَبَتَاهْ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَرَفَعَ السَّیْفَ وَ هُوَ فِی غِمْدِهِ فَوَجَأَ بِهِ جَنْبَهَا فَصَرَخَتْ فَرَفَعَ السَّوْطَ فَضَرَبَ بِهِ ذِرَاعَهَا فَصَاحَتْ یَا أَبَتَاهْ.

عمر غضبناک از جا جست و خالد بن ولید و قنفذ را صدا زد و به آنان دستور داد تا هیزم و آتش با خود بیاورند سپس براه افتاد تا به در خانه علی علیه السّلام رسید در حالی که حضرت فاطمه علیها السّلام پشت در نشسته بود و سر مبارک را بسته و در رحلت پیامبر صلی اللَّه علیه و آله جسمش نحیف شده بود‌ عمر پیش آمد و در را زد، و بعد صدا زد ای پسر ابی طالب در را باز کن حضرت زهرا علیها السّلام فرمود ای عمر ما را با تو چه کار است ما را به حال خودمان رها نمی کنی عمر گفت در را باز کن و گر نه خانه را بر سر شما آتش می زنیم فرمود ای عمر از خدای عز و جل نمی ترسی که داخل خانه ام می شوی و بر منزل من هجوم می آوری‌ولی عمر تصمیم بر بازگشت نگرفت و آتش طلب کرد و آن را کنار در شعله ور ساخت بطوری که در آتش گرفت سپس در را فشار داد و در باز شد حضرت زهرا علیها السّلام روبروی عمر در آمد و ناله زد یا ابتاه! یا رسول اللَّه عمر شمشیر را همچنان که در غلافش بود بلند کرد و بر پهلوی  حضرت زد فاطمه علیها السّلام فریاد زد عمر تازیانه را بلند کرد و بر بازوی آن حضرت زد فاطمه علیها السّلام ناله زد یا ابتاه.

منابع:
کتاب سلیم بن قیس الهلالی/ج‏۲/ص۸۶۴.
بحار الأنوار/ج‏۲۸/ص۲۹۹.